DOWNLOAD
دانلود داستانک سودای مخبط از والی پژمان

دانلود داستانک سودای مخبط از والی پژمان با ژانر تراژدی و با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان 


 

خلاصه داستانک سودای مخبط از والی پژمان :

 

تا به حال به این فکر کردید که شاید هر احساسی، هر کلمه ای، دارای داستان مختص به خود است؟!

داستانی که شاید مفهوم اصلی آن حس را به گوش های شما برساند.

به گوش هایتان برساند تا شاید اندکی، فقط اندکی بفهمید و درک کنید!

ذره ای تأمل کنید.

ذره ای تأمل در آن احساس، تا که بفهمید چگونه و در کجا آن را استفاده کنید، هرچیزی بی دلیل نباید

استفاده شود. نباید!

میگویم برای شما از عقاید فردی که زیادی احساسات این جهان را درک کرده و خسته از همه چیز و همه

کس است.

امیدوارم از این داستانک لذ*ت ببرید و ذره ای توانسته باشم افکارتان را تغییر دهم

 

 

بخشی از داستانک سودای مخبط از والی پژمان :

<تکرار>

باز هم آمد! امان از دست این دکتر لامصب.

با آن صدای سرد و بی روحش که تظاهر به مهربان بودن میکرد، گفت:

-حالت چطوره؟

وای خدایا! یا صبر بده به من یا همین حالا ناگهانی چیزی نازل کن تا من را بکشد، یا عزرائیل را بفرست سراغ من تا جانم را بگیرد و

من را خلاص از این جهنم کند.

با اعصابی خط خطی شده، پاسخ دادم:

-خوب نیستم دکی.

به این وضع میگویید خوب؟

به نظرت منی که دست هایم این شکلی شده، منی که این شکلی خودم رو ب*غل کردم، نشونی از خوب بودنه؟ اگه این رو خوب

میدونی پس خیلی خیلی خیلی خوبم!

فقط زیر این جمله ام با فونت خیلی خیلی ریز درج کنین دروغ میگم!

اخمی کرد و گفت:

-اون لباس برای محافظتِ خودتِ، در برابر خودت هستش! ما صلاحت رو میخوایم.

دیگر جانم به لبم رسیده بود، باید به این دکتر بی درک میفهماندم.

-بسه دکی. هربار تو میای میگی صلاح من رو میخوای! هربار مادرم میاد میگه صلاحت رو میخوام، هربار پدرم میاد میگه

صلاحت رو میخوام!

)گوش هایم را گرفتم و فریاد زدم(

-بسه! بسه! بسه! چرا نمیفهمید؟ صلاحم دست خودمه! من میدونم چی میخوام. شما نمیزارید برم به دستش بیارم! بابا من

سالمم! من روانی یا مشکلدار نیستم لعنتی! من فقط نظراتم گاهی بر خلاف عقله! گاهی میام کلید خاموشی عقلم رو میزنم تا کمی

دلم خودی نشون بده، همین.

در تمام این مدت فقط سرش را پایین انداخته بود و با خودکارش چیزی بر روی آن کاغذ که از ظاهرش پیدا است، گزارش وضعیتم

است، مینوشت.

دست آخر در حالی که میرفت، گفت:

-فکر کنم باید به خانوادت بگم بیشتر اینجا بمونی، حالا حالاها مهمون مایی، دیوونه ی خاموش عقل!

 


اطلاعات اثر:

  • دسته بندیداستانک
  • عنوان: سودای مخبط
  • نویسنده: والی پژمان
  • ژانر: تراژدی
  • ویراستار: aras
  • طراح: ملیکا مؤمنی
  • کپیست: klin
دانلود داستانک سودای مخبط از والی پژمان

دانلود داستانک سودای مخبط از والی پژمان 

 

داستان های کوتاه پیشنهادی:

 

رمان های پیشنهادی:

 

انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان

دانلود رمان

+1
باکس دانلود

لینک های دانلود مستقیم موضوع 

دانلود با لینک مستقیم (نسخه pdf)  

QR Code
هشدار

توجه:تمامی رمان ها توسط ناظرین انجمن چک شده و سانسور شده اند و برای تمامی سنین مناسب میباشند

 

داستانک سودای مخبط در سایت و انجمن کافه نویسندگان تهیه شده است و هرگونه کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد 

نویسنده: Admin
نظرات: ۷ نظر

برچسب ها

دیدگاه های کاربران

۷ نظر ارسال شده
  1. Paris🌺🌿 گفت:

    از جلد اثر باید متوجه بشید که نویسنده سبک خاصی داره، در عین کوتاهی متن و فضای محدود داستانک نویسنده به خوبی تونسته تمام احساسات تنش اون شخص روانپریش رو توی ذهن ها به تصویر بکشه.
    یکی از بهترین ها.

    0
  2. Reihane گفت:

    به شدت داستان فوق العاده و جذابی هست و مطمئنم کسی از خوندنش پشیمون نمیشه و اینکه دست نویسنده برای خلق کردن همچین اثری دردنکنه**

    0
  3. آتریسا گفت:

    عالی بود🌸

    0
  4. Hoora گفت:

    یکی از بهترین داستانک هایی هست که خوندم
    سبک خاص….
    ایده جالب…
    قلم قوی…
    اسم داستانک هم اسم خاص و ویژه ای هستش
    امیدوارم نویسنده این اثر مثل همیشه بدرخشه

    0

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

شما در این مسیر هستید

مجوز های سایت

logo-samandehi