دانلود رمان خانه عجیب ما اثر zahra.gh

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
1,055 بازدید
دانلود رمان ترسناک خانه عجیب ما

دانلود رمان خانه عجیب ما اثر zahra.gh با ژانر ترسناک، معمایی و اجتماعی و با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان.برای دانلود رمان خانه عجیب ما با ما همراه باشید.

خلاصه رمان خانه عجیب ما اثر zahra.gh :

گاهی اوقات پشت در هاى بسته مى مانيم گاهى اوقات فرصت هايمان را از دست مى دهيم و زمانى هم راه اشتباه را انتخاب مى كنيم. اما بايد به ياد داشته باشيم: »هر اشتباهى پايانى دارد.« و اما اين خودمانيم كه پايانش را رقم مى زنيم.

بخشی از رمان خانه عجیب ما اثر zahra.gh :

بابا ماشين رو در حياط نگه داشت. از ماشين پياده شدم از بابا خداحافظی كردم و به سمت خونه رفتم. بابا مهندس بود و بايد يه سر ميرفت شركت زنگ آيفونو فشار دادم پروين آيفونو برداشت پروين: كيه؟ -منم پرهام. در رو باز كرد. در حياط رو بستم و حركت كردم به سمت خونه ياد روز اول افتادم و يه كم ترسيدم برم توی خونه ولی با خودم گفتم: -مامانو پروين چند روزه اينجان اگه اتفاقی مي افتاد به ماخبر ميدادن. خيالم راحت شد و رفتم داخل بعداز سلامو احوال پرسی با مامانو پروين رفتم سمت پله ها از قرار معلوم اتاقم همون اتاقی بود كه روز اول رفتم توش در اتاق يه مکث كردمو بعد در رو باز كردم. اين اتاقی كه الان می ديدم با اتاقی كه روز اول ديدم خيلی فرق ميکرد وسيله های خودم توی اتاق بود و پرده هم عوض شده بود. ساكمو يه گوشه گذاشتم و لباسامو عوض كردم. دوشبی ميشد كه راحت نخوابيده بودم فردا هم بايد ميرفتم دانشگاه به ساعت نگاهك ردم 4 بود تا اذان چهار ساعت وقت داشتم كه بخوابم. ساعتو واسه 1 تنظيم كردمو روی تخت دراز كشيدم. مدت زيادی از خواب شدنم نمی گذشت صدای آهنگ از اتاق پروين بلند شد. فکر كنم صداشو تا آخر زياد كرده بود. با حرص بلند شدم و رفتم سمت اتاق پروين اتاقش كنار اتاقم بود. چند تا تقه به در زدم كسی جواب نداد در رو باز كردم پروين توی اتاق نبود. با حرص رفتم و اسپيکرش رو خاموش كردم هنوز اسپيکر رو سر جاش نذاشته بودم دراتاق بسته شد برگشتم ديدم پروينه اومده توی اتاق، با خشم گفت:

-چرا قطعش كردی؟

-می خوام بخوابم مگه نمی بينی تازه از راه رسيدم. پروين هيچی نگفت فقط دست به سـ*ـينه وايستاده بود و باخشم منو نگاه ميکرد. گفتم:

-برو بابا حال داريا. بعدم از اتاق اومدم بيرون دراتاق اونور راهرو آروم باز شد و يه مرد قد بلند ازش اومد بيرون.صورتش ديده نميشد فکر كردم دزدی چيزی باشه. رفتم سمتش هنوز قدم اولو بر نداشته بودم غيب شد.بدجور ترسيده بودم، عرق سردی روی پيشونيم نشسته بود. داشتم توی مغزم چيزايی رو كه ديده بودم تجزيه تحليل می كردم.درهمون اتاق محکم بسته شد و صدای بدی ايجاد كرد. نمی تونستم از جام تکون بخورم پروين از پله ها اومد بالا و گفت: -چی شده؟چرا در رو اينجوری بستی وقتی ديد جواب نميدم دستشو جلو صورتم تکون داد. توان انجام كاری رو نداشتم. بدون اينکه تکون بخورم گفتم: -پروين تو چند دقيقه ی پيش توی اتاقت بودی؟.


اطلاعات اثر :

 


رمان های پیشنهادی با ژانر ترسناک:

رمان های پیشنهادی با ژانر اجتماعی :

رمان های پیشنهادی با ژانر معمایی:


انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ و دانلود رمان

امتیاز دهید
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
4 (1 رای)
لینک های دانلود رمان
دسته بندی دانلود رمان ترسناک دانلود رمان اجتماعی دانلود رمان معمایی
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

0 پاسخ به “دانلود رمان خانه عجیب ما اثر zahra.gh”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
112+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید
No products in the cart.
ورود به سایت