داستانک دال الف دال الف شین

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
162 بازدید
داستانک دال الف دال شین

دانلود داستانک دال الف دال الف شین از rowza.در این بخش از سایت کافه نویسندگان،داستانک دال الف دال شین را آماده کرده ایم.برای دانلود داستانک دال الف دال شین از rowza با ما همراه باشید

خلاصه داستانک دال الف دال الف شین:

میگن اگه دنیا تو مشتمه چون داداشم پشتمه! راست میگن داداش که داشته باشی تکیهگاه داری ، حامی داری، اونی که همیشه اشکهات رو پاک میکنه. داداش بهتر ی ن دوستته پس قدرش رو بدونی د، داداشت بدون هیچ چشم داشتی ، بدون هیچ قصد و نیت بدی همیشه کنارته تو غصه ها تو شادیها همیشه هوات رو داره… .

بخشی از داستانک دال الف دال الف شین:

لبخندی از جنس مهربونی، خوشی، باور، روی دوتا گل غنچه‌ی سرخ صورتش کاشت. دست پر مهرش رو گذاشت روی دست‌های خسته و ناتوان من معلول! آره متاسفانه من سال‌های جوونی عمرم رو زمینگیر شدم. جز صندلی چرخدارم کسی نمیدونه، نمیتونه درک بکنه زمینگی ر شدن چه احساسی داره. دلم برای یه‌بار دیدن کوچه، خیابون، حیاط، پر میزنه؛ میخوام قدم بزنم ولی … دیگه قدم زدن شده آرزوی محال. ابرهای دلتنگی بازم مثل هر روز، هر دقیقه، هر ثانیه، پناه آوردن به چشای خسته و بیمارم. بغضام گرفت ولی دی گه گر یه چه فایده‌ای داره؟ متوجه‌ی حال بدم شد. موبایلش رو از داخل جیب اسپورت شلوار آبی رنگ اش برداشت و مشغول ور رفتن باهاش شد. خیلی کنجکاو شدم بدونم باکی چت میکنه؟ اما با پخش شدن آهنگ مورد علاقم، همهی تصوراتم پر کشیدن رفتن هوا. لبخند بیجونی پاشیدم به روش. موبایلش رو گذاشت رو میز کنار تختم، اومد سمتم زانو زد جلوی پاهای بیحسم. دست‌های گرماش رو گذاشت روی دستهای سردم، بو*سه‌ا‌ی عمیق کاشت روی دست‌هام و بلند شد. غرق در دو گو ی در یای مهربونی شدم. خدایا شکرت بابت داشتن‌اش. یک دفعه رو هوا و زمین معلق شدم. جیغ کوچیکی زدم و با ترس نگاهاش کردم. خندید، بعد مدت ها از ته دلاش خندید. به خودم گفتم نترس، تا وقتی داداشت پشتت هست ترس معنی نداره که . … محکم دستهام رو دور گردناش حلقه کردم و سرم رو گذاشتم رو سی*نهاش. صدای ضربان قلباش بهتر ین آهنگی بود که بعد مدت ها میشنیدم. تکیه‌گاهم بود، کنارم بود، د یگه چه غمی داشتم؟ بلندم کرد و به پرواز درم آورد، ر ریه‌هام رو پر از هوای امید کرد. بازم مثل هر روز اومد به دیدنم، دلخور شدم. نمیخواستم بیشتر از این عذاب بکشه، با سرد تر ین لحن ممکن گفتم:
-خوشت میاد هر روز میای تا زمینگیرشدن من رو تماشا کنی؟


اطلاعات اثر:


  • دسته بندی: داستانک
  • عنوان: دال الف دال الف شین
  • نویسنده: rowza کاربر نجمن کافه نویسندگان
  • ژانر: تراژدی،عاشقانه

شناسنامه اثر:


  • سطح اثر: محبوب
  • ناظر: حورا
  • ویراستار: DiMond
  • طراح: نرجس شهبازی
  • کپیست: مبینا دلگشایی

 

امتیاز دهید
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
4.5 (4 رای)
لینک های دانلود رمان
دسته بندی داستان کوتاه
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

11 پاسخ به “داستانک دال الف دال الف شین”

  1. مطالعه و خواندن فعالیت باارزشی است که موجب پیشرفت جامعه در زمینه‌های مختلف از جمله فناوری، اقتصادی و اجتماعی می‌شود، اما بسیاری از افراد این مهم را نادیده گرفته و وقت خود را صرف کتابخوانی و ارتقای خود و جامعه نمی‌کنند. کتاب منبع باارزشی از اطلاعات غنی بوده و خواندن کتاب موجب افزایش دانش و اطلاعات خواهد شد. کتاب به دلیل تاثیرات مثبت بر مغز موجب تحریک روحی و روانی شده و با فعالیت بیشتر از آلزایمر و دیگر مشکلات مغزی پیشگیری خواهد کرد.

    آرزوی موفقیت های روز افزون برای نویسنده ی اثر 🌿🌺

  2. واقعا داستانک قشنگ و پر مفهومی هست!
    خیلی دوستش داشتم♡
    موفق باشی نویسنده‌ی عزیزم🌻✨

    1. بسیار عالی. قلم خیلی خوب و پخته ای داشتین. قلمتون مانا و موفق باشید 🌿

  3. داستانک غم انگیزی بود =((
    قلم نویسنده خیلی خوب و تاثیرگذار بود و شخصیت پردازی داستانک هم قوی بود
    خسته نباشید میگم به نویسنده این داستانک زیبا💙🌿

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت