دانلود داستان کوتاه عاشقانه گل های خونین از hoseini.Tm3

دانلود داستان کوتاه گل های خونین از hoseini.Tm3


خلاصه داستان کوتاه گل های خونین از hoseini.Tm3 :

گرچه سخت است به

فکری هوس نان نرسد

قصه ای نیست که با

عشق به پایان نرسد!

قصه ای نیست که

حتی شده در آخر آن

بوی یک یوسف گم گشته

به کنعان نرسد.

نویسنده: آقا حسین
نظرات: بدون نظر
دانلود رمان آخرین رویا از cliff

خلاصه رمان اخرین رویا از cliff :

پرواز این بار روایت میکند داستانش را!

مینویسد و مینویسد تا خالی شود. پرواز برای دست یافتن به رویایش به دنبال دست آویزی بود که این

دست آویز؛ حامی، ناجی و عزیزش شد. دخترک عاشق مردی میشود که کاخ رویاهایش را از ریشه

میسوزاند، پرواز با عشق بهای سنگینی در برابر رویای کوچکش داد.

این بار؛ اما نه دست آویزی خواست و نه مرهمی، خواست خودش ادامه دهد؛ اما دیگر بالی نداشت.

باید دید که آیا میتواند بلند شود یا نه؟ اگر هم بلند شود، به کجا میرسد؟

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۲ نظر
دانلود داستان کوتاه رویایم باش از کیمیا.ق

خلاصه داستان کوتاه رویایم باش از کیمیا.ق :

در پَستی ها و بلندی های زندگی، سرنوشت تا آخرین قطره ی شیره ی جان مرد قصه ی ما را میمَکد؛ اما او

به خاطر رویای کوچکی که دارد، زندگی پوچ خود را ترک میکند و زندگی را از سر آغاز میکند.

نویسنده: آقا حسین
نظرات: بدون نظر
دانلود دلنوشته معراج هبوط از ریحانه اکبریان

دانلود دلنوشته معراج هبوط از ریحانه اکبریان


خلاصه دلنوشته معراج هبوط اثر ریحانه اکبریان:

خیا*نت!

خیا*نت!

خیا*نت!

مینویسم این کلمه را میلیونها بار، بر غم نامه ی شب رنگ جا مانده از واپسین دیدار بر هبوط قلبم!

تکرار میکنم ناجوان مردیهای روزگار را، تا حک گردد با گدازه های آتشین، برقلب بیچاره ام که زخم خورده است

ازحجم نامردی های این روزگار! تا بازهم اعتماد نکند به گرگ هایی در جامه گوسفند که میگردند و میچرخند

بارها و بارها به گرد آن!

و دوران سرسام آوری که شروع معراج هبوط است در قلب من. …

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۲ نظر
دانلود رمان عاشقانه ماهرخ از ندا سلیمی با تمامی فرمت ها

خلاصه رمان ماهرخ از ندا سلیمی :

زودتر از آن که بخواهم محبت بی پایان وپرمهر پدرم را احساس کنم باید بنا به دست

سرنوشت او را به آغوش خاک می سپردم؛رویاهایم همان جا محدود وناتمام ماند.تمام کودکی

وعروسک بازی هایم،درکشمکش ومرافه های ناپدری سنگدل پایان یافت….مردی خودشیفته

که جز منافع خودش چیز دیگری را نمی دید.بیچاره مادرم بایدسنگینی سایه ی شومش را

سال ها تحمل می کرد،ولب از لب سخن نمی گشود.

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۶ نظر
دانلود مجموعه اشعار منش نفس از حنانه سادات میرباقری

 

مقدمه ای از مجموعه اشعار منش نفس اثر حنانه سادات میرباقری :

سخنها ناتمام است ز ناگفتههای دلم؛

گر روزی ل*ب گشاید لبم. …

گوید ز طبع نفس های سرم،

و درد های وجودم

نویسنده: آقا حسین
نظرات: بدون نظر
دانلود دلنوشته عطر بهار نارنج از گیسو آرامیس

 

 

مقدمه دلنوشته عطر بهار نارنج از گیسو آرامیس :

رویاهایم عطر بهارنارنج گرفته اند، خواب دیده ام که میآیی!

جهان کوچک من، کنار تو چه محشر میشود.

جایی که فقط من باشم و تو) ما!(

جایی دور از تمام آدمها و شلوغی های شهر،

من برایت ترانه بگویم و

تو

بدون دل نگرانی هایت، آرام کنارم بنشینی.

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۱ نظر
دانلود داستان کوتاه چهار فصل ادم ها از نازلی

 

خلاصه داستان کوتاه چهار فصل آدم ها از نازلی :

فصل های‌ زندگی ‌تشکیل ‌شده ‌از ‌آدمها؛‌آنهایی‌ که ‌بهارند…‌.

نویسنده: آقا حسین
نظرات: بدون نظر
دانلود داستان کوتاه نگفتمت مرو از نازلی

دانلود داستان کوتاه نگفتمت مرو از نازلی

خلاصه داستان کوتاه نگفتمت مرو اثر نازلی :

بعد ‌از ‌مدّت ها ‌دل ‌به ‌دریا ‌میزند ‌و ‌به ‌خانه ای ‌برمیگردد ‌که ‌روزی ‌خاطراتش ‌را ‌در ‌آنجا ‌گذاشته،‌

وقت اش ‌رسیده‌ تا ‌تجدید‌ خاطرات ‌کند ‌و ‌با ‌گذشته ‌روبرو‌ شود ‌اما…‌.

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۱ نظر
دانلود دلنوشته صوتی شده ویژه ایام اربعین

دانلود دلنوشته صوتی شده ویژه ایام اربعین

 

دانلود دلنوشته صوتی شده ویژه ایام اربعین

 

 

تالار آوای کتاب انجمن کافه نویسندگان

متن دلنوشته صوتی شده:

یا ابا عبدالله الحسین

با هر قدمت کوچه‌های تاریک دل‌ها را روشن می‌کنی!

دل‌ها سرگردانند، تو به داد‌مان برس.

می‌دانی آقا‌جان!

دلم پر می‌کشد به سوی حرمت…

گاهی وقت‌ها با خود می‌گویم:

اگر میشد کبوتر باشم چه خوب بود، آن‌هم کبوتر حرمت…

آقا‌جان!

کاش بودیم، تا شما تنها نباشی.

کاش بودیم، تا طفلان شما بی‌آب نمانند.

کاش بودیم در کرب‌بلا

در رکاب حسین جان را می‌کردیم فدا.

کاش بودیم…

همه عالم در بهت سرگذشت او.

تورا چشد حسین که زانو خم کرده ای!؟

می‌شنوی صدای دخترت را!

صدایت میزند، بابا کجایی؟!

بابا این‌ها می‌گویند یتیم‌ام

بابایم را چشد این‌گونه گفتند!

صدای خواهرت رامی‌شنوی!؟

صدایت میزند، برادر، خداپشت و پناهت.

امان از دل زینب.

صدا میزند ای طفل حسین!

بابایت خدایی شد…

یا ابا عبدالله الحسین

نویسنده : @Hanieh_M

گوینده: @Masoum.t

 

با تشکر از تیم گویندگی انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان

تشکر ویژه از مدیر تالار آوای کتاب و تمام گویندگان انجمن کافه نویسندگان

           مطالب مرتبط:

           دسته بندی مطالب:

 

 

انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ رمان ،ترجمه رمان  و دانلود رمان و دلنوشته های صوتی

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۱ نظر

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

مجوز های سایت

logo-samandehi