دانلود داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بای
دانلود داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بایReviewed by نگین بای on Nov 25Rating: 5.0دانلود داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر دانلود داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بای با فایل pdf, اندروید،آیفون، apk خلاصه:انتظارداشتم بمانی. ... برای همیشه کنارم ماندگار شوی. ... اما رفتی! رفتنت برایم دردناک بود. ... همانند کارهای دردآورم! مرا ببخش! هر چند میدانم بخشیده نخواهم شد. ... من خودم را نمیبخشم. ... هرگز!

دانلود داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بای با فایل pdf, اندروید apk و آیفون با ژانر تراژدی

خلاصه داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بای :

انتظار داشتم بمانی. …

برای همیشه کنارم ماندگار شوی. …

اما رفتی!

رفتنت برایم دردناک بود. …

همانند کارهای درد آورم!

مرا ببخش!

هر چند میدانم بخشیده نخواهم شد. …

من خودم را نمیبخشم. …

هرگز!


قسمتی از داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بای :

آرامش. …

با صدای آشنایی که توی گوشم پیچید و اعصابم رو به کل بهم ریخت چرخیدم به عقب. کمی متعجب شدم! ابروهام رو تو هم کردم

و زیرل ب گفتم:

-تو اینجا چیکار میکنی؟

به طرفم قدمی برداشت. خودم رو کشیدم عقب تر و با صدای نسبتا بلند داد زدم:

-جلو نیا!

بدجور بهم ریخته بودم! بچه ها زل زده بودن به من و مامانم. کوله پشتیم رو از دست بیتا چنگ زدم.

-خدافظ!

-کجا میری آرامش؟!

جوابش رو ندادم. با عصبانیت دست مامانم رو کشیدم. نگاش کن تو روخدا، چجوری خودش رو چادر چاقچور کرده اومده دنبالم! پوفی

گفتم و سوار تاکسی که منتظر بود شدم. مامان که سوار شد کوله ام رو پرت کردم تو بغلش و دست به سی*نه شدم. فکر کنم قفسه ی

سی*نه اش کمی درد گرفت. محل ندادم و از پشت شیشه بیرون و تماشا کردم. خدایا این چه مادری به من دادی؟ عین کنه چسبیده

بهم. به خونه که رسیدیم شالم رو از سرم کندم و داد زدم:

-چرا اومدی؟

مامان از دادم ترسید. سرش رو پایین گرفت و گفت:

-نگرانت شدم مادر!

-نشو! نگران من نشو! میفهمی؟ اصال کی بهت گفت بیای اونجا؟! هان؟

-آرامش یواشتر! درو همسایه میشنون.

-بزار بشنون! بفهمن چه مامانه سمجی افتاده تو دامنم. آبروم و جلو دوستام بردی؛ این چه وضع اومدنه؟

جوابم رو نداد. سرش همچنان پایین بود.

-من مادرم! درک نمیکنی دختر.

-خوب من بد، من نفهم، تو که خوبی تو که مادری یکم درکم کن. اصال درک کردنتم نخواستیم.

بلند تر گفتم:

-فقط مزاحمم نشو، همین!

و رفتم تو اتاقم و درو محکم کوبیدم بهم. دیوونه شدم از دستش! جلو آینه وایسادم.گوشیم تو جیبم لرزید. جواب دادم:


اطلاعات اثر:

  • دسته بندی: داستانک
  • عنوان: فرشته ای به نام مادر
  • نویسنده: نگین بای کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ژانر: تراژدی
  • ویراستار: Sari.b
  •  طراح: کیاناز تربتی نژاد
  • کپیست: پرنده سار

دانلود داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بای


کافه نویسندگان مرجع دانلود رمان 

انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان

باکس دانلود

لینک های دانلود مستقیم موضوع 

دانلود با لینک مستقیم (نسخه pdf)

QR Code
هشدار

توجه:تمامی رمان ها توسط ناظرین انجمن چک شده و سانسور شده اند و برای تمامی سنین مناسب میباشند

 

داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر در سایت و انجمن کافه نویسندگان تهیه شده است و هرگونه کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد 

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۵ نظر

برچسب ها

دیدگاه های کاربران

۵ نظر ارسال شده
  1. کاربر انجمن کتفه نویسندگان گفت:

    عالیییی بودددد😓😓😓🖤🔗

  2. کیاناز گفت:

    عالی🌻

  3. هانیه گفت:

    خیلی خوب بود🌸
    واقعا رمانتون قابل تحسینه.
    موضوعی که انتخاب کردید، توی این دوره مسائل زیادی درباره‌اش رخ میده که زمانتون یک طور به چالش کشیدن همون مسائل بود.
    درهرحال خیلی خوب بود و منظم، طبق یک اصول خاص نویسندگی.
    موفق باشید.

  4. […] دانلود داستان کوتاه فرشته ای به نام مادر از نگین بای […]

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

مجوز های سایت

logo-samandehi