معرفی رمان آنلاین زنجیر از حنانه بامیری

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
794 بازدید
رمان آنلاین جنایی زنجیر از حنانه بامیری

معرفی رمان  جنایی و معمایی زنجیر از حنانه بامیری

خلاصه رمان زنجیر:

سماع… سازمانی با تشکیلات ویژه، کشتار در نقابی از عدالت… قهرمانی پارتیزانی. سوگندی که تا جان در بدن دارم باید وفادارش باشم… اما یک اتفاق تلاش‌هایم را پوچ می‌کند و سوگندم را می‌شکند؛ عقایدی که لگدکوبِ احساسات می‌شود. یک نام، نام پدرم!

بخشی از رمان جنایی زنجیر :

من از تبار تاریکی ‌ام؛ زادۀ درد و آبستنِ زخم، به همراه روح خسته و جسم مجروح، با آرزوهای دفن شده در خاک و تجربۀ رویایی از جنس دیگر، هویتی جدید برای وصول به هدفی قدیمی، با بیش از شانزده سال قدمت. چهارده سال برای زندگی جنگیدم؛ مردم و زنده شدم؛ زخم خوردم و روپا شدم؛ زمین خوردم و بلند شدم برای رویایی که سال‌ها شیرینی تجربه‌اش زیر زبانم مزه مزه می‌کرد و چاره‌ای جز سرکوب آن نداشتم. اکنون که رویای چهارده ساله‌ام مقابل دیدگانم قرار دارد مردّد و پشیمان از بازگشت به آپارتمان‌های سربه فلک کشیدۀ شهرم می‌نگرم.

سن فیِرو، زادگاهی که از آن تنها نامش را به یاد دارم؛ خیابان‌هایش، کوچه‌هایش، مردمانش و حتی هویت خود نیز از خاطرم رخت بر بسته. توقف پشت چراغ سبز، بوق ممتد اتومبیل‌های تک سرنشین و عبور از خطوط عابر پیاده در میان همهمۀ جمعیت برایم ناخوشایند است؛ روشنایی نورهای منازل و چراغ‌های شهر چشمانم را می‌زند؛ خانواده و دوست مفاهیمی هستند که از تعریف و توصیفشان عاجزم. دنیای من فقط در سه کلمه خلاصه می‌شود؛ انتقام، عدالت و مبارزه. کلماتی که به‌خاطرشان برگشتم و ادامه می‌دهم. مبارزه می‌کنم برای انتقام از کسانی که باعث مسمومیت شهرم شدند تا عدالت اجرا شود. این هدف من از بازگشت است.

لرزشِ تلفن همراه در جیب پیراهنم سبب حرکت ماهیچه‌های دستم به قصد برداشتن آن می‌شود؛ راهی برای رهایی از رکود و ثبوت استخوان‌های تنم. به آدرسی که بر صحفۀ پیامک نشسته خیره می‌شوم و تلاش می‌کنم تا به یاد آورم خیابان تازه تأسیس را. کلاه نقابدارم را بر سر می‌کنم تا شناخته نشوم. از چه می‌گریزم؟ از چهره‌ای که دستخوش تغییر است یا هویتی که من نیست؟ عرض خطوط سفید را طی و قسمت دیگر خیابان توقف می‌کنم؛ برای رفتن به مسیری که آدرسش را نمی‌دانم. برای اولین ماشینی که از مقابلم عبور می‌کند دست تکان می‌دهم؛ توجهی ندارد؛ ماشین‌ها یکی پس از دیگری عبور می‌کنند و من مانند یک ربات دست‌هایم را به نشانۀ توقف تکان می‌دهم؛ تنها برای پرسیدن یک نشانی. سرانجام رانندۀ کهنسال یک تاکسی مقابلم می‌ایستد؛ شیشه‌اش را پایین می‌کشد و با چشمانش مسیرم را می‌پرسد. قدمی به جلو برمی‌دارم و مردّد می‌پرسم:

– برای رفتن به خیابان کلاورتون از کدوم سمت باید برم؟

گرۀ اخم‌های غلیظش در آن تاریکی هم هویداست؛ به راحتی می‌توان حدس زد که فاصلۀ زیادی تا این قسمت دارد.

-‌ خیلی فاصله داره؛ فکر نمی‌کنم با یک کورس موفق بشی بری.

ناتوان تر از آن هستم که برای رفتن به منزل جدیدم جروبحث کنم یا در سفر میان تاکسی‌های مختلف باشم. مبلغ نسبتاً خوبی را از جیبم بیرون می‌آورم و مقابل دیدگان راننده تکان می‌دهم؛ پول تنها چیزیست که به وسیلۀ آن می‌توان مردِ پیر را برای طی کردن آن مسیر طولانی راضی کرد.

-‌ می‌خوام با یک کورس برم.

می‌دانستم راضی می‌شود؛ همه چیز را با اسکناس‌های سبز می‌توان خرید و به‌خاطر آن فروخت؛ به‌خاطر آن‌ها می‌کشند و کشته می‌شوند. اسکناس‌ها را از دستانم می‌گیرد و من برای نشستن عقب را برمی‌گزینم. کلاهم را از سر برمی‌دارم و در چمدان کوچکم جای می‌دهم؛ اگر شخصی قرار باشد در این شهر من را بشناسد راننده تاکسی نخواهد بود. خستگی را با تک تک سلول‌های تنم احساس می‌کنم. شاید امشب اولین شبی باشد که بتوانم یک خواب راحت داشته باشم؛ پس از گذشتۀ تلخ و آیندۀ نامعلوم از امشب کمال بهره را خواهم برد. آدرس را به راننده می‌گویم و بدون هیچ سخنی راه می‌افتد؛ سرم را به شیشه تکیه می‌دهم و چشمانم را می‌بندم؛ ساعت‌های طولانیِ پرواز رمقی در جان و تنم باقی نگذاشته و چه خوب که دیگر نیازی نیست اضطراب عبور از ایستگاه‌های گوناگون را تا رسیدن به مقصد، به جان بخرم.

 

رمان های آنلاین پیشنهادی:


اطلاعات اثر:

  • دسته بندی: رمان
  • عنوان : زنجیر
  • نویسنده : حنانه بامیری
  • سطح اثر : ویژه
  • ژانرجنایی، معمایی
  • طراح: ملیکا کمال
  • منبع: درحال تایپ ( انجمن کافه نویسندگان)
رمان آنلاین جنایی زنجیر از حنانه بامیری

معرفی رمان آنلاین زنجیر از حنانه بامیری


رمان های پیشنهادی با ژانر جنایی:


رمان های پیشنهادی با ژانر معمایی:


توجه : رمان زنجیر در انجمن کافه نویسندگان در حال تایپ است. برای خواندن رایگان رمان روی لینک زیر کلیک کنید

رمان زنجیر از حنانه بامیری

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
دسته بندی دانلود رمان جنایی دانلود رمان معمایی رمان های آنلاین
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

35 پاسخ به “معرفی رمان آنلاین زنجیر از حنانه بامیری”

  1. شروعِ جذابی داشت، آدم رو جذب می کنه برای مطالعه ی ادامه ی رمان.
    بهترین ویژگی ای که داشت این بود که از موضوعات کلیشه ای کاملا دور بود.

  2. عرض دیلام و ضمن خسته نباشید خدمت نویسنده..
    جلد رمانتون خیلی با ژانر و موضوع رمان یعنی زنجیر مرتبط هستش و این یک امتیاز مثبت در رابطه با رمانتونه و راجب رمان هم بگم که
    خلاصه و مقدمه‌ی عالی‌ای نوشتید که این‌ها یکی از اجزای مهم رمان هستند و باعث میشه هر خواننده‌ای جذبِ رمانتون بشه!
    به امیدِ چاپِ رمانتون! قلمتون جاودان🌹

  3. سلام خدمت نویسنده عزیز
    واقعا قلم پخته و عالیی دارین و من از خوندن رمانتون لذت بردم امیدوارم همین طور عالی گونه پیش برین و موفق باشین
    قلمتون مانا🌹

  4. عالی هست رمانتون.
    واقعا خسته نباشید❤
    اسم و جلد و همه چی کلاً کامل و رو یک ریتم خاص و زیبا داره پیش میره.
    من از کلمات و تشبیهاتی که بکار میبرید خوشم اومد و اینکه خیلی لذت بردم از قلم زیبای شما.
    نوصیه میکنم همه رمان‌ شمارو دنبال کنند.
    ممنون ❤

  5. عالی هست رمانتون.
    واقعا خسته نباشید❤
    اسم و جلد و همه چی کلاً کامل و رو یک ریتم خاص و زیبا داره پیش میره.
    من از کلمات و تشبیهاتی که بکار میبرید خوشم اومد و اینکه خیلی لذت بردم از قلم زیبای شما.
    نوصیه میکنم همه رمان‌ شمارو دنبال کنند.
    ممنون

  6. سلام خسته نباشی 💝
    واقعا حرف نداره رمانت عزیزم بهترین رمانی هست که تاحالا تو عمرم خوندمش و به بقیع هم پیشنهاد میکنم بخونن پشیمون نمیشن🌹آرزوی موفقیت عزیزم قلمتم مانا💖😘

  7. قلم خاص ، شروع قوی، ایده جذاب
    واقعا رمان جذاب و متفاوتیه
    خسته نباشید🌸💎

  8. جلد رمان خیلی جذابه و کاملا با ژانر و موضوع مرتبطه
    شروع خوبی داشت که باعث میشه خواننده مشتاق بشه برای خوندن ادامه‌ی داستان و در کل عالی
    خسته نباشید، قلمتون مانا🌻

  9. سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز
    رمان زنجیر یکی از معدود رمان های جنایی بدون کلیشه هست، رمان همش در حال سوپرایز کردن مخاطب هست و همین باعث میشه که خواننده از خوندنش نهایت لذت رو ببره و در نتیجه یک اثر خارق العاده نوشته بشه واقعا از قلم نویسنده لذت میبرم و بهترین آرزوها رو براشون دارم. 3>

  10. خیلی عالی و زیبا. خسته نباشید به شما نویسنده عزیز 🌹شروع خیلی زیبایی داشت که آدم رو وادار به خوندن ادامه رمان میکنه 👌

  11. قلم پخته و توانای شما داستان جذابی رو رقم زده
    خسته نباشید نویسنده‌ی عزیز و قلمتون مانا 💞

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت