دانلود رمان شگفت (جلد اول) این داستان بلند شدن و پس زدن سختیهاست یه چیز متفاوت از غم شروع میشه و پایانش شادیست. آیالر دختری که به خاطر اتفاقهای اطرافش، ترس از اجتماع، خانه نشین شده. ...

دانلود رمان شگفت (جلد اول) از معصومه مؤمنیReviewed by معصومه مؤمنی on Jun 20Rating: 4.5دانلود رمان شگفت (جلد اول) از معصومه مؤمنی دانلود رمان شگفت (جلد اول) از معصومه مؤمنی این داستان بلند شدن و پس زدن سختیهاست یه چیز متفاوت از غم شروع میشه و پایانش شادیست. آیالر دختری که به خاطر اتفاقهای اطرافش، ترس از اجتماع، خانهنشین شده. ...

دانلود رمان شگفت جلد اول از معصومه مؤمنی

دانلود رمان شگفت (جلد اول) از معصومه مؤمنی

 

  • نام رمان:شگفت
  • نویسنده:معصومه مؤمنی کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • طراح:dawshtm کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ویراستار:ex_vk کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ناظر:استاتیرا عزتیان کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • کپیست:ترلان محمدی کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ژانر:عاشقانه، طنز

 

خلاصه رمان شگفت (جلد اول) از معصومه مؤمنی :

این داستان بلند شدن و پس زدن سختیهاست یه چیز متفاوت از غم شروع میشه و پایانش

شادیست.

آیالر دختری که به خاطر اتفاقهای اطرافش، ترس از اجتماع، خانهنشین شده. …

با تمام احساسهایی که در قلبش هست پا به بیرون میذاره و معجزهای در قلبش رو میزنه و

شاید این ترمیم برای زندگیش باشه.

 

قسمتی از رمان شگفت (جلد اول) از معصومه مؤمنی :

کمک کمک!

همینطور میدویدم و به پشت سرم نگاه میکردم که یکدفعه جلوم سبز شد. یک خنده داغون

کرد و دستش را باال اورد؛ با تمام قدرت به گوشم زد. مثل تیزی غذا بود! احساس کردم سَرم گیچ

رفت و گرمی چیزی را کنار ل*بم احساس کردم. من اینجا چیکار میکنم، من خونه نشین؟!

***

گذشته

-دخترم بیا غذا بخور زود باش!

دوباره شروع کرد؛ معلوم نیست چه اتفاقی افتاده که مهربون شده. دو رگ داره که امروز رگ

مهربونشه!

از سرِ جام بلند شدم. در رو برای به اصطالح مادرم باز کردم. نگاهی بهش کردم؛ روز به روز

چاقتر میشه.

بله گشنه نیستم، تو هر کجا دلت میخواد برو.
لبخندی زد و گفت:
-باشه حواست به خودت باشه! غذا خواستی بخوری گرم کن.
”همیشه میگه بهترین مادر در دنیاست! ولی فقط جلوی اطرافیان نه توی واقعیت، من اون رو
آدمی دیوانه و خود درگیر میبینم و باز معلوم نیست کجا میره!
نگاهی به تخت خوابم کردم. شاید فقط تنها چیزی که با من خوبه همین تَختِخوابه! روی تخت
پریدم و شروع به حرف زدن با خودم کردم تا به خواب برم.
با صدای داد و ناسزا بیدار شدم. درسته مادر مهربونم برگشته. چه چیزهای جالبی میگفت:
-دخترهی چشم سفید! چرا خونه رو تمیز نکردیها؟ قایم شدی؟
رگِ بعدی مادر جان شروع شد. دلم میخواست بگم بهونه بعدی رو بگو! با این حال انگار زبونم
کار نمیکرد.
عادتشه تا چیزی پیدا نکنه که به من ناسزا بگه خالی نمیشه.
پدرم که با زن جدیدش حالش خوبه؛ من باید جای اون زجر بکشم!

 

 

انجمن کافه نویسندگان  مرجع اصلی تایپ و دانلود رمان

برای دانلود رمان شگفت (جلد اول) از معصومه مؤمنی با لینک مستقیم از باکس دانلود زیر استفاده کنید

توجه: اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش ارسال نظرات در زیر آن نوشته با ما در ارتباط باشید.

[ آقا حسین ]

موسس سایت و انجمن کافه نویسندگان

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۳ دیدگاه

در شبکه های اجتماعی در کنار شما هستیم.
logo-samandehi