دانلود رمان پلاک پنهان از فاطمه امیری سمانه دختری مهربان و فعال در عرصه های فرهنگی سیاسی دانشگاه به دلیل رابطه فامیلی با یکی از مردان خانواده هدف انتقام گروه خالفکاری می شود،این سبب می شود که در انتخابات اتفاقی دور از انتظار برایش اتفاق بیفتد

دانلود رمان پلاک پنهان از فاطمه امیریReviewed by فاطمه امیری on Sep 23Rating: 4.0دانلود رمان پلاک پنهان دانلود رمان پلاک پنهان از فاطمه امیری سمانه دختری مهربان و فعال در عرصه های فرهنگی سیاسی دانشگاه به دلیل رابطه فامیلی با یکی از مردان خانواده هدف انتقام گروه خالفکاری می شود،این سبب می شود که در انتخابات اتفاقی دور از انتظار برایش اتفاق بیفتد

 

دانلود رمان پلاک پنهان  از فاطمه امیری با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان

دانلود رمان پلاک پنهان از فاطمه امیری

 

 

  • دسته بندی: رمان
  • عنوان:پلاک پنهان
  • نویسنده:فاطمه امیری
  • ژانر :مذهبی ، اجتماعی
  • طراح:کیاناز تربتی نژاد
  • کپیست:ترلان محمدی

 

 

خلاصه رمان پلاک پنهان از فاطمه امیری :

سمانه دختری مهربان و فعال در عرصه های فرهنگی سیاسی دانشگاه به دلیل رابطه فامیلی

با یکی از مردان خانواده هدف انتقام گروه خالفکاری می شود،این سبب می شود که در

انتخابات اتفاقی دور از انتظار برایش اتفاق بیفتد

 

قسمتی از رمان پلاک پنهان اثر فاطمه امیری :

ــ سمانه بدو دیگه

سمانه در حالی که کتاب هایش را در کیفش می گذاشت، سر بلند کرد و چشم غره ای

به صغرا رفت:

ــ صغرا یکم صبر کن ،میبینی دارم وسایلمو جمع میکنم

ــ بخدا گشنمه بریم دیگه تا برسیم خونه عزیز طول میکشه

سمانه کیفش را برداشت و چادرش را روی سرش مرتب کرد و به سمت در رفت:

ــ بیا بریم

هر دو از دانشگاه خارج شدند،امروز همه خونه ی عزیز برای شام دعوت شده بودند

دستی برای تاکسی تکان داد که با ایستادن ماشین سوار شدند،

سمانه نگاهی به دخترخاله اش انداخت که به بیرون نگاه می کرد انداخت او را به

اندازه ی خواهر نداشته اش دوست داشت همیشه و در هر شرایطی کنارش بود و به

خاطر داشتنش خدا را شکر می کرد.

ــ میگم سمانه به نظرت شام چی درست کرده عزیز؟

سمانه ارام خندید و گفت:

ــ خجالت بکش صغرا تو که شکمو نبودی!!

ــ برو بابا

تا رسیدن حرفی دیگری نزدند

سمانه کرایه را حساب کرد و همراه صغرا به طرف خانه ی عزیز رفتند.

زنگ در را زدند که صدای دعوای طاها و زینب برای اینکه چه کسی در را باز کند به

گوشِ سمانه رسید بالخره طاها بیخیال شد و زینب در را باز کرد با دیدن سمانه جیغ

بلندی زد و در اغوش سمانه پرید:

ــ سالم عمه جووونم

 

رمان های پیشنهادی دیگر :

 

انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ رمان

 

انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان مرجع اصلی ترجمه رمان ، تایپ دلنوشته

 

 

توجه:تمامی رمان ها توسط ناظرین انجمن چک شده و سانسور شده اند و برای تمامی سنین مناسب میباشند

برای دانلود رمان پلاک پنهان از فاطمه امیری با لینک مستقیم از باکس دانلود زیر استفاده کنید

[ آقا حسین ]

موسس سایت و انجمن کافه نویسندگان

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱ دیدگاه