دانلود رمان همخونه شرقی اثر سمیه سادات هاشمی جزی

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
782 بازدید
دانلود رمان همخونه شرقی اثر سمیه سادات هاشمی جزی

دانلود رمان همخونه شرقی اثر سمیه سادات هاشمی جزی با ژانر اجتماعی و با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان

خلاصه همخونه شرقی اثر سمیه سادات هاشمی جزی :

در این بخش از سایت کافه نویسندگان رمان همخونه شرقی را میخونید که بهار دختری نخبه است که باید برای ادامه تحصيلش به تهران برود؛ اما، خانواده او رضایت به رفتن او

نميدهند و او مجبور به ازدواج ميشود …

بخشی از رمان همخونه شرقی اثر سمیه سادات هاشمی جزی :

صدای هقهق گریه اش را با دستانش خفه ميکرد.به دور خود بي هدف و مستأصل ميچرخيد .صدای پدرش از دیروز هزاران بار مانند سيلی محکمی به صورتش خورده بود و درد سيلی نخورده تمام وجودش را گرفته بود.هر بار ناباورانه از خود ميپرسيد:_چرا؟گرمای تيرماهی بيش از بيش کلافه اش ميکرد.دستی به لبه ی روسری اش کشيد و با کينه ای هرچه تمام تر روسری اش را به سمت تخت خواب پرتاب کرد.نفسش تنگ شده بود.به سمت پنجره بزرگ اتاقش رفت. پيشاني اش را روی شيشه گذاشت .نفس هایش بلند شده بود. احساس خفگی امانش رابریده بود.هوا ميخواست! هوای تازه که نجاتش دهد . دست به سمت دستگيره ی پنجره برد.پنجره ی اتاقش را رو به حياط بزرگ خانه باز کرد.بجز صدای گنجشک هایی که روی درختان انگور جيک جيک ميکردند، هيچ صدایی نمي آمد.به حياط سر سبزشان که نگاه کرد، زیر لب صلواتی فرستاد. نفسی گرفت و به خود اميد داد که حتما راه چاره ای هست! سرش را بهسمت اتاقش برگرداند.به مدالها، تندیس ها و لوحه ای افتخارش خيره ماند. تمامشان حاصل بی خوابی و تلاشش بودند.تمامشان حاصل حمایت بی چون و چرای پدرش بودند و حالا پدرش…سریع به سمت ميز بزرگ اتاقش رفت.تلفن همراهش را از کنار رایانه اش برداشت. سریع شماره ی حامد را گرفت. چشمانش را بست در دل خدا را صدا کرد:_خدایا خواهش ميکنم. خدایا کمک…صدای گرم هميشگی حامد، برق از چشمانش پراند و بلند گفت : _ سلام حامد جان ! حامد بدون توجه به صدای لرزان او سرگرم مشتریاش بود : – نه خانم، راه نداره. کمتر از صد تخته فرش اصلا برامون سودی نداره. فقط حمالی برامون ميمونه! ببين خواهر من، بعد از ظهر دارم ميرم گمرک فرش های خودمون رو بفرستم دبی، حالا نظر خودتونه! اگه ميتونيد برام بيست تای دیگه جور کنيد، من در خدمتم! مال شما رو هم ميبرم. اگر نه که شرمنده … حامد با کلافگی گفت : – الو، الو بهار! یک لحظه صبر کن. مشتری دارم . بهار دلش ميخواست از این بی تفاوتی حامد فریاد بزند؛ اما، طولی نکشيد که صدای تمام شدن معامله

آمد. حامد گوشی تلفنش را محکم در دستانش فشرد. دستانش عرق شرم داشتند


اطلاعات اثر :


 


شناسنامه اثر :


  • ناظر : – –
  • ویراستار: تیم ویرایش انجمن کافه نویسندگان
  • طراح: klin
  • کپیست: klin

رمان های پیشنهادی برای رمان همخونه شرقی اثر سمیه سادات هاشمی جزی:

رمان شراکت اجباری اثر mohd.76

دانلود رمان در برابر باد اثر فرزانه تقدیری

دانلود رمان سرنوشتی که خدا ننوشت اثر سحر پورمحمدی

دانلود رمان تلخی بی پایان اثر فاطمه احمدی

دانلود رمان مار ماهی اثر nazi.8

دانلود رمان به همین سادگی اثر M-alizadehbirjandi

 

 

لینک های دانلود اثر
دسته بندی دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان اجباری دانلود رمان اجتماعی
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

0 پاسخ به “دانلود رمان همخونه شرقی اثر سمیه سادات هاشمی جزی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
116+ کاربران
273+ مطالب وبلاگ

نماد ها

سبد خرید
No products in the cart.
ورود به سایت