دانلود رمان عشق از سوی اجبار از پریا ج

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
272 بازدید
دانلود رمان عشق از سوی اجبار از پریا ج

دانلود رمان عشق از سوی اجبار از پریا ج.در این بخش از سایت کافه نویسندگان رمان عشق از سوی اجبار را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود رمان عشق از سوی اجبار از پریا ج با ما همراه باشید

خلاصه رمان عشق از سوی اجبار از پریا ج :

سوزان دختريه که پدرش به زور مجبورش ميکنه با پسري به اسم اردلان ازدواج کنه ولي اون عاشق يکي ديگس و از اردلان متنفره سوزان بعد از مدتي متوجه ميشه که سام…………. سوزان:نقش اصلي دختر 24 ساله سورن:برادر سوزان26 ساله سوسن:خواهر سوزان28 ساله اردالن:نقش اصلي پسر 26 ساله سارا:دختر خاله و دوست صميمي سوزان ساره:دختر خاله و دوست صميمي سوسن مريم:نامزد سورن ويليام:يکي از سهام داراي شرکت من:بابا تروخدااا التماست ميکنم بابا:خفه شو ديگه نميخوام صدا تو بشنوم من:باباا دستشو بلند کرد که بزنه چشمامو بستم ولي هيچ اتفاقي نيفتاد اروم چشمامو باز کردم که ديدم سورن دست بابا رو گرفته سورن:بابا ولش کن چطوري ميتوني اين کارو بکني اون حق داره براي خودش براي ايندش تصميم بگيره

بخشی از رمان عشق از سوی اجبار از پریا ج: 

بابا:ااااا نه بابا غلط کرد به خدا قسم اگه تو محذر ابرومونو ببري به خااک سياه مينشونمت با دو رفتم توي اتاق و درو بستم و شروع کردم گريه کردن خداااااا اخه من مگه چيکار کردم که نمي تونم با عشقم باشم مثل خيلياي ديگه در اروم باز شد سوسن وسورن اومدن تو من:سورن برو گمشو از اتاق بيرون سورن:سوزان وايسا من:گفتم بيروووننن اگه تو اون دوست عوضيتو نمي اوردي اينجا اونم منو نمي ديد که بياد منو از بابا خاستگاري کنه سورن:ولي من:گفتم بيرون مگه کري ديگه نفس نداشتم از بس داد زده بودم سورن اروم رفت بيرون و سوسن اومد کنارم نشست سوسن:خواهري ترو خدا گريه نکن من:سوسن اخه چطور گريه نکنم من عاشق يکي ديگم بعد برم با يکي ديگه ازدواج کنم……… ميشه وسايلمو جمع کني حالم خوب نيست ميخوام بخوابم اروم سرمو گزاشتم روي بالشت و به فردا بد ترين روز زندگيم فکر کردم تا خوابم برد …………….من:سوسن نمي دوني اسمش چيه سوسن با تعجب به من نگاه کرد سوسن:ي.يع.يعني تو اسمشو….. من:هه نه حتي اونم نمي دونم خنده داره نه چمدونمو برداشتم و به سرعت خودمو رسوندم به در بابا:خوووبببب اينو تو گوشت فرو کن تا وقتي که شوهرتو قبول نداشته باشي حق نداري پاتو توي اين خونه
بزاري دوباره بقضم گرفت ولي سريع از خونه رفتم بيرون دم در يه آزاراي مشکي وايساده بود وايسادم تا بياد که ازارا يه بوق برام زد هيچ توجهي نکردم که يکي اومد پايين زير چشمي نگاش کردم خودش بود يعني از اين بچه متصلاس يا خودش خر پوله اصلا فکرشو نمي کردم پسره:به به خانم خودم چمدونو بده من و برو سوار شو با نفرت بهش نگاه کردم و چمدونمو از دستش کشيدم من:لازم نکرده چلاق نيستم خودم ميتونم و سريع رفتم سمت در عقب و سوار شدم اونم سوار شد


اطلاعات اثر:


  • دسته بندی: رمان
  • عنوان: عشق از سوی اجبار
  • نویسنده: پریا.ج
  • ژانر: عاشقانه،اجتماعی،همخونه ای

شناسنامه اثر:


  • سطح اثر: —
  • ناظز: —
  • ویراستار: —
  • طراح: کیاناز تربتی نژاد
  • کپیست: paraxor
  • منبع: رمانکده

رمان های پیشنهادی برای رمان عشق از سوی اجبار از پریا ج :

دانلود رمان در حوالی عشق از aida و farnaz

دانلود رمان همخونه شیطون من اثر دینا محدث

دانلود رمان آس دل اثر س شب

دانلود رمان ناجی اثر فاطمه پایان

دانلود رمان راز سر به مهر اثر mandana70

دانلود رمان قربانی اثر مینا سلطانی

دانلود رمان فریاد های در گلو مانده از م.صالحی

 

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
لینک های دانلود رمان
دسته بندی دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان اجتماعی دانلود رمان جدید دانلود رمان همخونه ای
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت