دانلود داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت از نازلی

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
361 بازدید
داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت

داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت

 

دانلود داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت  از نازلی کاربر انجمن کافه نویسندگان

 

  • نام داستان کوتاه:بکشی دست روی تنهاییت
  • نویسنده:نازلی
  • ژانر:درام
  • ویراستار: کیاناز تربتی نژاد کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • طراح:شاهین
  • کپیست:ترلان محمدی

 

دانلود رمان درام، دانلود داستان کوتاه

 

خلاصه داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت :

بعد از سالها بطور اتفاقی همدیگر رو در حراجی خونهی سرهنگ میبینن ولی گویا هر دو به

تنها ماندن عادت کردهاند و طعم زندگی بدون هم به روحشان چسبیده. …

 

قسمتی از داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت :

حراجیه خونهی سرهنگ بود. همون پالتوی نوک مدادی و چکمههای مشکی و دستکشهای چرم رو پوشیدم. آسمون

انگار دودل بود که برف بریزه روی زمین یا بارون. چترم رو برداشتم، کاله خزدار طوسی رو سر کردم و از پلههای آپارتمان

پایین رفتم. همه جا ساکت بود فقط صدای بچههای دوقلوی حدیث تا توی راه پلهها میاومد. در رو که باز کردم هوای

سرد تا مغز استخوانم رفت. نه بارون بود و نه برف. آسمون سیاهِ سیاه بود. راهِ خونهی سرهنگ رو پیش گرفتم آهسته گام

برداشتن بخاطر کفهی لیزه چکمهها شده بود عادتم. چترم رو از دستهش آویزون کردم به دست چپم و دست راستم توی

جیب بود. عابرها انگار که جایه مهمی برای رفتن داشتن و من هم تا خونهی سرهنگ تقریباً نیم ساعت پیادهروی داشت

که برای من یک گویا یک روز طول کشید. چهقدر این راه طوالنی شده بود. تا رسیدم سریع دستم رو روی زنگ نگه

داشتم. مستخدم در رو باز کرد و خوشآمد گفت. وارد شدم هنوز خیلی شلوغ نشده بود کناری ایستادم و وسایل حراجی

رو رصد کردم همه شیک و عتیقه. میدیدمش درست سمت چپ من با بارونیه قهوهای رنگ و کالهی شکالتی کمی

آنطرفتر از میزی که گیالسها را چیده بودند ایستاده بود زیر چشمی هوایش را داشتم حراجی شروع شد

 

این مطلب در انجمن و سایت کافه نویسندگان تهیه شده است و هرگونه کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد

 

انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ رمان

انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان مرجع اصلی دانلود رمان،ترجمه رمان، دانلود رمان های صوتی

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
دسته بندی داستان کوتاه دانلود رمان درام
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

2 پاسخ به “دانلود داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت از نازلی”

  1. خیلی داستانش رو دوست دارم و امیدوارم که داستانای خوبی مثل این دوباره بتونم بخونم ممنونم از سایت خوبتون 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
112+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید
No products in the cart.
ورود به سایت