دانلود رمان عاشقانه ،دانلود رمان مذهبی،دانلود رمان عاشقانه جدید،دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان عاشقانه ایرانی ،دانلود رمان عاشقانه به همین سادگی
دانلود رمان به همین سادگی از M-alizadehbirjandiReviewed by M-alizadehbirjandi on Nov 28Rating: 4.5دانلود رمان به همین سادگی دانلود رمان عاشقانه و مذهبی به همین سادگی از M-alizadehbirjandi نسخه pdf اندروید آیفون و جاوا با لینک مستقیم خلاصه : میگفت نباشم؛ چون حس میکرد سادگیاش این روزها خریدار ندارد؛ اما داشت، من خریدار بودم همهی سادگیهای عاشقانهاش را. قدم زدم کنارش در جادههای سادگی، تا بفهمد من فقط عشق را با یک رنگ کنارش میپسندم، آن هم به رنگ سادگی. اصالً سادگی یعنی زندگی؛ یعنی خودت باشی و او دور از همهی حرفهایی که نمیارزد حتی به گوش کردن .دور از لذتهایی که فقط برای چند ثانیه و گذرا است و فقط زرق و برق دنیا. اصال سادگی؛ یعنی خود خود عاشقی.

دانلود رمان  به همین سادگی از M-alizadehbirjandi با فایل pdf, اندروید ،آیفون و جاوا با ژانر عاشقانه و مذهبی


خلاصه رمان به همین سادگی از M-alizadehbirjandi:


میگفت نباشم؛ چون حس میکرد سادگی اش این روز ها خریدار ندارد؛ اما داشت، من

خریدار بودم همه ی سادگی های عاشقانهذاش را.

قدم زدم کنارش در جاده های سادگی، تا بفهمد من فقط عشق را با یک رنگ کنارش

میپسندم، آن هم به رنگ سادگی.

اصلا سادگی یعنی زندگی؛ یعنی خودت باشی و او دور از همه ی حرف هایی که نمی ارزد

حتی به گوش کردن .دور از لذتدهایی که فقط برای چند ثانیه و گذرا است و فقط زرق و

برق دنیا.

اصلا سادگی؛ یعنی خود خود عاشقی.


قسمتی از رمان به همین سادگی از M-alizadehbirjandi :


 نام خداوندی که در همین نزدیکیست.

قلبم بی وقفه می تپید .باز دلم برای دیدنش در لباس مشکی محرمیش ضعف میرفت، با

اینکه محرم امسال با همه ی سالها فرق داشت و میتونستم دزدکی دیدش نزنم، کاری

که سال ها بود انجام میدادم .درست از اون شبی که توی همین اتاق صداش رو شنیدم و

نفهمیدم چرا قلبم به تپش افتاد و درونم آتیش به پا شد که با یک مشت و دو مشت آب

خنک هم حالم جا نیومد، تازه با سلام کردن و دیدنش فقط کم مونده بود پس بیفتم و

خودم اصال نفهمیدم چرا این احساس های تازه در من جون گرفته .آره دقیقا از همون

شب لعنتی شروع شد این دزدکی دید زدن هایی که برای یه دختر سنگین و متین زشت

بود و بی حیایی؛ ولی امان از قلب سرکشم که نمیگذاشت اینکار رو تکرار و تکرار نکنم.

با دو انگشتم کمی دولایه ی فلزی پرده کرکره ایِ قهوه ای رنگ و رو رفته رو باز میکنم،

در حد کم که فقط من ببینم بدون جلب توجه .نگاهم روش ثابت موند و وای به قلب

بیقرار و عاشقم .دست برنمیداشت از این کوبش و خودم نمی فهمیدم حالا چرا؟ حالا که

محرمش شده بودم، چرا؟! نه هنوز هم نه، هنوز جرأت نمیکردم برم نزدیک، با اینکه

دیگه عادی بود این نزدیک شدن .نه هنوز نمیتونستم برم بتکونم خاک روی لباس

مشکیش رو که حاصل جابه جایی دیگ ها از زیر زمین به حیاط بود و من هر سال چه

قدر دلم میخواست این کار رو بکنم و یه خسته نباشید چاشنی کارم؛ ولی نه نمیشد؛

نمیشد .هنوز هم عشق من تها سهم خودم بود و میدونستم اگر برای همه طبیعی

باشه رفتارهای عاشقانه و از ته قلبم؛ ولی چین میفته بین پیشونیش و چشم غرهه اش


اطلاعات اثر:


  • دسته بندی: رمان
  • عنوان: به همین سادگی
  • نویسنده: M-alizadehbirjandi
  • ژانرعاشقانه، مذهبی

    دانلود رمان عاشقانه ،دانلود رمان مذهبی،دانلود رمان عاشقانه جدید،دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان عاشقانه ایرانی ،دانلود رمان عاشقانه به همین سادگی

 

مطالب مرتبط:


انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ  و دانلود رمان 


 

باکس دانلود

لینک های دانلود مستقیم موضوع 

 

QR Code
هشدار

توجه:تمامی رمان ها توسط ناظرین انجمن چک شده و سانسور شده اند و برای تمامی سنین مناسب میباشند

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۲ نظر

برچسب ها

دیدگاه های کاربران

۲ نظر ارسال شده

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

مجوز های سایت

logo-samandehi