دلنوشته مغز های ملتهب از کیاناز تربتی نژاد

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
743 بازدید
دلنوشته مغز های ملتهب از کیاناز تربتی نژاد

خلاصه ای از دلنوشته مغز های ملتهب اثر کیاناز تربتی نژاد :

گاهی ‌آرزوی ‌کر‌ بودن‌ میکنم

نیاز ‌است ‌که ‌دروغ  مرده ها‌را‌ نشونم

یا‌ گاهی‌ اوقات ‌آرزو‌ دارم‌ لال باشم؛

لال ‌باشم‌ تا ‌مانند ‌مرده ها‌ کسی ‌را ‌نشکنم

یا‌ در‌ مواقعی ‌در ‌کنار ‌این‌ دو ‌نیاز ‌است

کورذ‌باشم

تا‌ مغز های ‌ملتهب ‌مرده ها‌را ‌نبینم.


دانلود دلنوشته مغز های ملتهب از کیاناز تربتی نژاد 


اطلاعات اثر

  • دسته بندی: دلنوشته
  • عنوان:مغزهای ملتهب
  • نویسنده: کیاناز تربتی نژاد کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ژانر:تراژدی
  • ویراستار: ملیکا مومنی
  • طراح: کیاناز تربتی نژاد
  • کپیست: پرنده سار

دلنوشته مغز های ملتهب از کیاناز تربتی نژاد


بخشی از دلنوشته مغز های ملتهب اثر کیاناز تربتی نژاد :

این روزها، دلم چیزی میخواهد که نمیدانم چیست!

این روزها، نمیدانم چرا زود به زود به خدا متوصل میشوم،

حتی کارم به جایی رسیده که خدا را به خودش قسم میدهم و جالب این است که در انتظار جوابش

ساعت ها به سقف اتاقی با کاغذ دیواری بنفش خیره میشوم.

این روز ها حتی احساس میکنم تنها نیستم،

که گوشه کنار اتاق را با عروسک های چوبی قرمز

در خیالم، پر میکنم.

من تنها نیستم فقط، عروسک های چوبی دور و برم

مرده اند و با اجسادشان دورم را شلوغ کردهاند،

فقط همین!

***

دلم دریای خون است.

اشک هایم تبخیر میشوند و سپس در دریای خونی دلم

در کنار مرده ها شناور میشوند.

نمیدانم چرا این روزها دریای دلم در خود میجوشد.

میدانم گیج شده است، دریای ملتهب دلم این روزها

پر شده از آدم های مرده ای که قهقهه میزنند.

من هم یاریشان میکنم.

حال، بهتر سردرگمی دلم را حس میکنم.

او خون دل میخورد و من آن مرده ها را همراهی میکنم.

با دلِ خون خوردهام با آنها قهقهه سر میدهم؛

میخندم و میخندانم.

***

دوست دارم بدانم چیزی که در گلو میماند

برای مردگانی که روزی قاتل زندگان بودهاند

وجود دارد؟!


مطالب مرتبط:

انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ رمان،دلنوشته و ترجمه رمان 


 

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
دسته بندی دلنوشته
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

4 پاسخ به “دلنوشته مغز های ملتهب از کیاناز تربتی نژاد”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت