دانلود دلنوشته کافه گرد عاشق از فرشته باباخانی

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
480 بازدید
دانلود دلنوشته عاشقانه کافه گرد عاشق

دانلود دلنوشته کافه گرد عاشق از فرشته باباخانی با ژانر عاشقانه و با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان


خلاصه دلنوشته کافه گرد عاشق از فرشته باباخانی :

 

ساعت شش عصر است. آرام و قدم زنان، به سوی کافه می روم.

همان کافه همیشگی، کافه تریا!

در پس کوچه های عاشقی، گوشه ای دنج، درست کنار پنجره

منتظرت میمانم.

میخواهم هنگامی که آمدی، در فنجان چایات شعر بریزم،

قند پهلویش هم، عطر خوشِ عشق

افسوس اما، تو نیامدی و سهم من شد، یک صندلی خالی

همراه با یک فنجان اضافه، سکوت سرد. …

کافه چی زودتر بیا، جز یک فنجان داغِ امید، دیگر چیزی نمیخواهم!د

 

 

بخشی از دلنوشته کافه گرد عاشق از فرشته باباخانی :

من هم مانند بقیه آرزو داشتم،

تنها آرزوی من تو بودی!

همه جای این کره خاکی که میرفتم رد پای تو به سادگی پیدا میشد.

در چتر خیالم شبانه روز با تو زندگی میکردم

و حاال ندارمت، نبودنت در قلبم بی نهایت درد میکند.

بغض هایم در بطن خفه میشوند؛

پنجره ها را باز میکنم تا کمی اکسیژن به مشامم برسد

و فنجان قهوه ام را مزه مزه میکنم.

چه تلخ است

طعم گس نبودنت!

این عطر پاییز لعنتی هم، جای خالیت را به رخم میکشد

و شرمگینم میکند.

کاش بودی و مرا در آغو*ش خود پناه میدادی

اما نه!

من یک عاشق بی خانمانم؛

عاشقی که دلش بدجور برایت تنگ شده!

برای دست هایت، چشم هایت و هرم نفس هایت!

پاییز دلبرم تو ادامه بده به دلبری کردنت

زیرا عشق مورد نظر در دسترس نیست.

***

محبوبِ من

چشم هایت، آرامشی دارد که هیچ دریایی ندارد.

حرف هایت، آرامشی دارد که هیچ کتابی ندارد.

نگاهت، آرامشی دارد که هیچ مهتابی ندارد.

عاشقانه هایت، آرامشی دارد که هیچ غزلی ندارد.

موهایت، آرامشی دارد که هیچ عطری ندارد.


اطلاعات اثر:

  • دسته بندیدلنوشته
  • عنوان : کافه گرد عاشق
  • نویسنده: فرشته باباخانی
  • ژانر: عاشقانه، تراژدی
  • ویراستار: Atrissa.Ar
  • طراح: ملیکا مؤمنی
  • کپیست : klin
دانلود دلنوشته عاشقانه کافه گرد عاشق

دانلود دلنوشته کافه گرد عاشق از فرشته باباخانی


رمان های پیشنهادی برای دانلود:


انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان 

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
دسته بندی دلنوشته دکلمه
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت