دلنوشته بسیار زیبا از نویسنده معروف پرنده سار در ژانر عاشقانه و تراژدی ...چشمها! در رابطه چشمها خیلی مهم هستند یک پلک زدن، یک نگاه گرفتن، هزار و یک معنا میدهد؛ فقط نمیفهمم، من آن همه خیرهات شدم، تو از نگاهم هیچ برداشتی نکردی؟

دانلود دلنوشته دلواره از پرنده سارReviewed by پرنده سار on Jun 14Rating: 4.5دانلود دلنوشته دلواره از پرنده ساردلنوشته بسیار زیبا از نویسنده معروف پرنده سار در ژانر عاشقانه و تراژدی ...چشمها! در رابطه چشمها خیلی مهم هستند یک پلک زدن، یک نگاه گرفتن، هزار و یک معنا میدهد؛ فقط نمیفهمم، من آن همه خیرهات شدم، تو از نگاهم هیچ برداشتی نکردی؟

دانلود دلنوشته دلواره از پرنده سار با لینک مستقیم در سایت و انجمن کافه نویسندگان

 

  • نام دلنوشته:دلواره
  • نویسنده‌:پرنده سار کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ویراستار:ex_vk کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ژانر:عاشقانه، تراژدی

 

بخشی از دلنوشته دلواره اثر پرنده سار:

 

چشم‌ها! در رابطه چشم‌ها خیلی مهم هستند…
یک پلک زدن،
یک نگاه گرفتن،
هزار و یک معنا می‌‌‌دهد؛
فقط نمی‌‌فهمم،
من آن همه خیره‌‌ات شدم، تو از نگاهم هیچ برداشتی نکردی؟

مدت دوری از تو را نمی‌‌‌دانم چه گونه بیان کنم؛ دو هزار و چهارصد ماه یا دویست سال یا دو قرن… یکا ندارد انگار؛ ولی عجیب نیست که آدم‌‌‌ها به این همه زمان می‌‌‌گویند دو روز؟!
این جیرجیرک‌ها هم دنیایی دارند؛ خیلی شیدا و شیفته‌‌‌اند. شب تا صبح فقط یک ترانه را تکرار می‌‌‌کنند… واقعاً چه دلیلی دارد تکرار یک تکراری شده؟ این ترانه جز دوستت دارم است؟
***
انسان خودکشی کرد!
چند صد سال قبل که ساعت اختراع شد و آدم در هر لحظه تاخیر، مرد…
پا که درد کند، استراحت خوبش می‌‌‌کند؛
سر که درد کند، خواب خوبش می‌‌‌کند؛
اما قلب که درد کند…
اما قلب که درد کند…
***

هی لبخند،
لبخند،
لبخند…
یعنی عروسک‌‌ها خسته نمی‌‌‌شوند؟ این‌‌‌قدر عاشق‌‌‌اند؟
پس چرا من که عاشق شدم،
لبخندم پر کشید؟
به پیراهنت که عطرت را همیشه در تارِ و پود خود دارد،
به کش مویت که دور موهایت پیچیده،

…حسودیام میشود

شهر من، تالقی نگاهمان است؛ مبادا نگاه بگیری و دشمنان را به شهر سبزمان
..فراخوانی
…چه بیاندازه من این متن کوچولو را میستایم
***
حال غریبی میتواند باشد؛
در پارک کوهستانی حوالی شهر، جایی که تو آن را پیشنهاد کردی. با تاکسی
پرایدی که تر، تر میکرد و رانندهاش سیگاری بود. عطر تو و بوی آن سیگار، چه
…متناقض بودند
کرایهمان را من خواستم حساب کنم؛ با آن که کل موجودیام دو تراول پنجاهی
.بود. تو ولی مخالفت کردی و دو اسکانس دوهزار تومانی به راننده دادی
ناراحت شدم و گفتی حاال صبر کن، بیحساب میشیم! و من صبر کردم تا
.بیحساب شویم. میدانستم که بیحساب میشویم

 

انجمن کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ و دانلود رمان در ایران

برای دانلود دلنوشته دلواره اثر پرنده سار از باکس دانلود زیر استفاده کنید

این دلنوشته در سایت و انجمن کافه نویسندگان تهیه شده است و هرگونه کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد

cafewriterscafewriters.xyzآموزش آنلاین نویسندگی در انجمن کافه نویسندگانآموزش رایگان رمان نویسی در انجمن کافه نویسندگانآموزش رمان نویسیآموزش نویسندگیآموزش نویسندگی با برترین استاد های نویسندگی در انجمن کافه نویسندگانانجمن رمانانجمن رمان کافه نویسندگانانجمن رمان نویسیانجمن رمان نویسی کافه نویسندگانانجمن کافه نویسندگانانجمن کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ دلنوشتهانجمن کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ رمانانجمن کافه نویسندگان مرجع اصلی دانلود رمانپرنده سار کاربر انجمن کافه نویسندگانپرنده سار نویسندهجدیدترین رمان های آنلایندانلود دلنوشتهدانلود دلنوشته جدیددانلود دلنوشته دلواره از پرنده ساردانلود دلنوشته دلواره از پرنده سار با لینک مستقیمدانلود رمان اجتماعیدانلود رمان جدیددانلود رمان طنزدانلود رمان عاشقانه جدیددانلود رمان همخونه ای جدیددانلود رمان. دانلود جدیدترین رمان هادلنوشته دلوارهدلنوشته دلواره از پرنده ساردلنوشته های در حال تایپدلوارهدلواره از پرنده ساررمان انلاین.رمان در حال تایپ
[ آقا حسین ]

موسس سایت و انجمن کافه نویسندگان

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه