دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته از خط سیاه

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
224 بازدید
دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته از خط سیاه

دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته از خط سیاه با ژانر تراژدی و با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان 

 

در این بخش از سایت کافه نویسندگان,دلنوشته کالفته ی به دار آویخته را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته به ادامه مطلب مراجعه کنید 

 

 

 

خلاصه دلنوشته کالفته ی به دار آویخته:

 

در محرومیت نگاهت به سر میبرم، دست نیافتنی و درخشان. …
به زیر پایم مینگرم؛ آدمکها مورچه وار در تلاطم اند.
چهره ی ماه، نورانی تر از همیشه بنظر میرسد.
طنین ها در گوشم میپیچند و میان زمین و آسمان، معلقم میکنند.
از عمق آسمان مرا فرا میخوانند و از عمق زمین مرا میربایند!
نفسم را حبس میکنم و بی درنگ میپرم… . ما کالفته های به دار آوریخته ایم؛ که رویاهایمان را با فندک
سوزاندیم!

 

 

 

 

 

 

بخشی از دلنوشته کالفته ی به دار آویخته :

 

خون، در رگ هایم در حال خروش است.
بدنم بیحال و کرخت، چشمانم میخ سقف آسمان… .
نفسها لی لی کنان می آیند و میروند.
مغزم دستوری نمیدهد و میخواهد بخوابد، قلبم از پمپاژ خاطرات مسکوت مانده است؛
آخرین تصویر آسمان را با چشمانم گرفتم، همانگونه تیره و تار… .
***
خیره ی وجود مات و چهره ی ناپیدایش شدم.
ردای سیاهش پر از ناله و اندوه است.
انگشتان استخوانی اش مرا اشاره میکند، او مرا میخواهد!
دیگران مرا نمی ببیند، تنها سایه ی مرگ را از پشت قامتم حس میکنند.
از زمین خاکی طرد شدم، اما او همچنان مرا میخواهد و از قعر آسمان مرا طلب میکند.
***
چشمانم رنگ ترس دارند و ل*بهایم مهر سکوت!
موهایم پریشان و تشنه ی انگشتان باریک و کوچکت… .
تو نمیتوانی مرا ببینی و من هم نمیتوانم نبینمت.
ما کالفته های به دار آویخته ایم، که ما را در دجیه

نگاهشان به زنجیر کشیدند.
***
عاشقانه هایت را به گور میبرم، تلاطم اشکه ای درخشانت باعث

جوانه زدن گلایل های قبرم میشود.
هرگز دل نسوزان و به زبان نیاور که برگرد!
من با لبخند لبانت، گیسوی مواجت رفتم و تو خالی از من ماندی.
مرا از خاطرت برهان و هرگز نامم را طلسم رویاهایت نکن.

دستهایم به زنجیرهای قطور آمیخته، صدای ناله و گریه به گوش میرسد.
به هر سو مینگرم آتش است!
نجوایی در فضا میپیچد که روانم را میخراشد، مرا توبیخ میکند، ملامت خود آزاری و آسیب روح زخم خورده ام… .
ملامت روزهای زندگی که با مردگی کردن گذرانده ام.
من کالفت های بودم، که دچار اندروایی بی برگشت شده.
من، مستحق آتشی هستم که خود به پا کردم!
***
درد دارد، فشار بغضی که نه فرو مینشیند و نه سر ریز میشود.
درد دارد، دلی که منع بودن را نفهمد و هر بار برای نفس های او بتپد.
درد دارد، درد دارد که برای دیدن چشمانت ببارد، اما او با دگری قصد یاری بکند!

 

 

 


اطلاعات اثر:


  • دسته بندی:دلنوشته
  • عنوان: کالفته ی به دار آویخته
  • نویسنده: خط سیاه
  • ژانر: ترازدی

 


شناسنامه اثر:


  • سطح اثر: —
  • ناظر: —
  • ویراستار: رز سیاه
  • طراح: ملیکا مومنی زاده
  • کپیست: Klin

 

دلنوشته های پیشنهادی برای دلنوشته کالفته ی به دار آویخته :

 

دانلد دلنوشته شاکله از وادی

دانلود دلنوشته پژواک مرگ از آتریسا اکبریان

دانلود دلنوشته انتظار را باید خورد نه کشید از ح_وفا

دانلود دلنوشته روح قلب خاکستری از کیاناز تربتی نژاد

دانلود دلنوشته قفس از ح_وفا

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
5 (1 رای)
لینک های دانلود دلنوشته
دسته بندی دلنوشته
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت