دانلود رمان آخرین رویا از cliff

خلاصه رمان اخرین رویا از cliff :

پرواز این بار روایت میکند داستانش را!

مینویسد و مینویسد تا خالی شود. پرواز برای دست یافتن به رویایش به دنبال دست آویزی بود که این

دست آویز؛ حامی، ناجی و عزیزش شد. دخترک عاشق مردی میشود که کاخ رویاهایش را از ریشه

میسوزاند، پرواز با عشق بهای سنگینی در برابر رویای کوچکش داد.

این بار؛ اما نه دست آویزی خواست و نه مرهمی، خواست خودش ادامه دهد؛ اما دیگر بالی نداشت.

باید دید که آیا میتواند بلند شود یا نه؟ اگر هم بلند شود، به کجا میرسد؟

نویسنده: آقا حسین
نظرات: ۲ نظر
دانلود داستان کوتاه عهدی که شکست از nava_k

 

دانلود داستان کوتاه عهدی که شکست از nava_k

دانلود داستان کوتاه عهدی که شکست از nava_k

 

  • دسته بندی:داستان کوتاه
  • نام اثر: عهدی که شکست
  • ژانر: تراژدی _ اجتماعی
  • نویسنده: nava_k
  • طراح و کپیست: پرنده سار کاربر انجمن کافه نویسندگان

 

خلاصه داستان کوتاه عهدی که شکست اثر nava_k :

طالق واژهای است که به زندگی من گره خورده است؛ زندگی گذشتهام، زندگی حال و آیندهام!

تو متعهد بودی و عهدت را شکستی؛ عهد بستی بودی با من، با او، با زندگیمان، ولی…

 

قسمتی از داستان کوتاه عهدی که شکست اثر nava_k :

با صدای تلفن توی پذیرایی، زیر اجاق گاز رو خاموش کردم و به سمتش رفتم.

جواب دادم:‌بفرمایید.

صدای زنی توی گوشم پیچید:‌خانم رحمانی؟

-بفرمایید.

-میشه لطف کنید گوشی رو بهشون بدید؟

-خودم هستم.

-شما برای ثبت نام به مهد باران اومده بودید…

میان حرفش پریدم و گفتم:‌بله بله، جایی دارید برای ثبت نام؟

-بله، یکی از مادرها تصمیم گرفتند یه جای دیگه بچهشون رو ثبت نام کنند، شما میتونید دخترتون رو بیارید برای ثبت

نام.

-حتما، کی مزاحم بشم؟

-از هفته دیگه میتونید دختر خانمتون رو بیارید.

-یه هفته بعد از مهر؟!

-یه سری تعمیرات داریم که برای بچهها خطرناکه، به همین خاطره!

لحن حرصیاش باعث شد خنده بیموقعام را قورت بدم و بگم:‌که اینطور، ممنون.

-خواهش میکنم خدانگهدار.

تا تلفن رو گذاشتم صدای گریه دریا رو شنیدم؛ داخل اتاق خوابش شدم که دیدم روی زمین افتاده و دستش کمی خون￾خداحافظ.

میاد.‌دویدم و کنارش زانو زدم، بغلش کردم و داخل دستشویی بردمش؛ گریهاش بند نمیاومد که!

 

مطالب پیشنهادی:

 

دسته بندی رمان ها:

انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ رمان و ترجمه رمان

 

نویسنده: آقا حسین
نظرات: بدون نظر

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

مجوز های سایت

logo-samandehi