دانلود داستان کوتاه نگفتمت مرو از نازلی

دانلود داستان کوتاه نگفتمت مرو از نازلی با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان

خلاصه داستان کوتاه نگفتمت مرو اثر نازلی :

بعد ‌از ‌مدّت ها ‌دل ‌به ‌دریا ‌میزند ‌و ‌به ‌خانه ای ‌برمیگردد ‌که ‌روزی ‌خاطراتش ‌را ‌در ‌آنجا ‌گذاشته،‌

وقت اش ‌رسیده‌ تا ‌تجدید‌ خاطرات ‌کند ‌و ‌با ‌گذشته ‌روبرو‌ شود ‌اما…‌.

0
نویسنده: Admin
نظرات: ۲ نظر
داستان کوتاه نداشتنت از نازلی

دانلود داستان کوتاه نداشتنت از نازلی کاربر انجمن کافه نویسندگان

0
نویسنده: Admin
نظرات: ۴ نظر
داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت

داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت

 

دانلود داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت  از نازلی کاربر انجمن کافه نویسندگان

 

  • نام داستان کوتاه:بکشی دست روی تنهاییت
  • نویسنده:نازلی
  • ژانر:درام
  • ویراستار: کیاناز تربتی نژاد کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • طراح:شاهین
  • کپیست:ترلان محمدی

 

دانلود رمان درام، دانلود داستان کوتاه

 

خلاصه داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت :

بعد از سالها بطور اتفاقی همدیگر رو در حراجی خونهی سرهنگ میبینن ولی گویا هر دو به

تنها ماندن عادت کردهاند و طعم زندگی بدون هم به روحشان چسبیده. …

 

قسمتی از داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت :

حراجیه خونهی سرهنگ بود. همون پالتوی نوک مدادی و چکمههای مشکی و دستکشهای چرم رو پوشیدم. آسمون

انگار دودل بود که برف بریزه روی زمین یا بارون. چترم رو برداشتم، کاله خزدار طوسی رو سر کردم و از پلههای آپارتمان

پایین رفتم. همه جا ساکت بود فقط صدای بچههای دوقلوی حدیث تا توی راه پلهها میاومد. در رو که باز کردم هوای

سرد تا مغز استخوانم رفت. نه بارون بود و نه برف. آسمون سیاهِ سیاه بود. راهِ خونهی سرهنگ رو پیش گرفتم آهسته گام

برداشتن بخاطر کفهی لیزه چکمهها شده بود عادتم. چترم رو از دستهش آویزون کردم به دست چپم و دست راستم توی

جیب بود. عابرها انگار که جایه مهمی برای رفتن داشتن و من هم تا خونهی سرهنگ تقریباً نیم ساعت پیادهروی داشت

که برای من یک گویا یک روز طول کشید. چهقدر این راه طوالنی شده بود. تا رسیدم سریع دستم رو روی زنگ نگه

داشتم. مستخدم در رو باز کرد و خوشآمد گفت. وارد شدم هنوز خیلی شلوغ نشده بود کناری ایستادم و وسایل حراجی

رو رصد کردم همه شیک و عتیقه. میدیدمش درست سمت چپ من با بارونیه قهوهای رنگ و کالهی شکالتی کمی

آنطرفتر از میزی که گیالسها را چیده بودند ایستاده بود زیر چشمی هوایش را داشتم حراجی شروع شد

 

این مطلب در انجمن و سایت کافه نویسندگان تهیه شده است و هرگونه کپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد

 

انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان مرجع اصلی تایپ رمان

انجمن رمان نویسی  کافه نویسندگان مرجع اصلی دانلود رمان،ترجمه رمان، دانلود رمان های صوتی

0
نویسنده: Admin
نظرات: ۶ نظر
سایت رمان
  • دسته بندی: دلنوشته
  • عنوان: دلواره
  • نویسنده: نویسنده
  • ژانر: پرنده سار
  • طراح : پرنده سار
  • کپیست :

دانلود دلنوشته دلواره از پرنده سار با لینک مستقیم در سایت و انجمن کافه نویسندگان

+4
نویسنده: Admin
نظرات: ۲ نظر

رزرو تبلیغات در این مکان

مطالب بر اساس


رزرو تبلیغات در این مکان

شما در این مسیر هستید

مجوز های سایت

logo-samandehi