دلنوشته دلواره از پرنده سار

خرید و دانلود رایگان دلنوشته دلواره از پرنده سار با لینک مستقیم
فروشنده: کافه نویسندگان شناسه محصول: 3 دسته: تاریخ به روز رسانی: 24 مهر 1400
اطلاعات اثر
  • دسته بندی: دلنوشته
  • عنوان: دلواره
  • نویسنده: پرنده سار
  • ژانر: عاشقانه تراژدی
  • تضمین بیشترین فروش
  • پشتیبانی عالی ۲۴ ساعته، ۷ روز هفته
  • مورد اعتماد مشتریان هستیم
  • دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رایگان

نکات مهم:
  • این اثر به صورت رایگان در مجموعه کافه نویسندگان منتشر شده است و لینک های دانلود در انتهای صفحه قرار دارند
  • برای رعایت حق‌کپی‌رایت و حقوق ناشران و مولفان؛ امکان پرینت گرفتن، کپی کردن، ذخیره تصاویر، ارسال و به‌اشتراک‌گذاری فایل کتاب‌ها وجود ندارد.
  • در کتاب‌های غیر رایگان، تعدادی از صفحات کتاب (به اختیار ناشر) در انتهای مطلب و در بخش دانلود قرار داده شده است و مطالعه‌ی آن‌ها رایگان است. می‌توانید با پرداخت هزینه، نسخه‌ی کامل کتاب را به صورت قانونی دانلود کنید. سهم بیشتری از این مبلغ به صاحب اثر پرداخت می‌شود.
  • در صورت عدم دانلود بعد از پرداخت با پشتیبانی در  ارتباط باشید.
  • هنگام پرداخت اگر فیلترشکن دارید ان را خاموش کنید.
  • در صفحه پرداخت نام و شماره تماس خود را بدرستی وارد کنید.

بخشی از دلنوشته دلواره اثر پرنده سار:

چشم‌ها! در رابطه چشم‌ها خیلی مهم هستند… یک پلک زدن، یک نگاه گرفتن، هزار و یک معنا می‌‌‌دهد؛ فقط نمی‌‌فهمم، من آن همه خیره‌‌ات شدم، تو از نگاهم هیچ برداشتی نکردی؟ مدت دوری از تو را نمی‌‌‌دانم چه گونه بیان کنم؛ دو هزار و چهارصد ماه یا دویست سال یا دو قرن… یکا ندارد انگار؛ ولی عجیب نیست که آدم‌‌‌ها به این همه زمان می‌‌‌گویند دو روز؟! این جیرجیرک‌ها هم دنیایی دارند؛ خیلی شیدا و شیفته‌‌‌اند. شب تا صبح فقط یک ترانه را تکرار می‌‌‌کنند… واقعاً چه دلیلی دارد تکرار یک تکراری شده؟ این ترانه جز دوستت دارم است؟ ***
انسان خودکشی کرد! چند صد سال قبل که ساعت اختراع شد و آدم در هر لحظه تاخیر، مرد… پا که درد کند، استراحت خوبش می‌‌‌کند؛ سر که درد کند، خواب خوبش می‌‌‌کند؛ اما قلب که درد کند… اما قلب که درد کند… ***

هی لبخند، لبخند، لبخند… یعنی عروسک‌‌ها خسته نمی‌‌‌شوند؟ این‌‌‌قدر عاشق‌‌‌اند؟ پس چرا من که عاشق شدم،
لبخندم پر کشید؟ به پیراهنت که عطرت را همیشه در تارِ و پود خود دارد، به کش مویت که دور موهایت پیچیده،… حسودی‌ام میشود شهر من، تلاقی نگاهمان است؛ مبادا نگاه بگیری و دشمنان را به شهر سبزمان ..فراخوانی …چه بیاندازه من این متن کوچولو را میستایم *** حال غریبی میتواند باشد؛ در پارک کوهستانی حوالی شهر، جایی که تو آن را پیشنهاد کردی. با تاکسی پرایدی که تر، تر میکرد و رانندهاش سیگاری بود. عطر تو و بوی آن سیگار، چه …متناقض بودند کرایهمان را من خواستم حساب کنم؛ با آن که کل موجودیام دو تراول پنجاهی .بود. تو ولی مخالفت کردی و دو اسکانس دوهزار تومانی به راننده دادی ناراحت شدم و گفتی حالا صبر کن، بی‌حساب میشیم! و من صبر کردم تا .بی‌حساب شویم. میدانستم که بی‌حساب می‌شویم

لینک های دانلود اثر
انتشارات

کافه نویسندگان

زبان

فارسی

نوع فایل

pdf

شابک

قیمت نسخه چاپی

حجم

670 کیلوبایت

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دلنوشته دلواره از پرنده سار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • نام فروشگاه: کافه نویسندگان
  • فروشنده: کافه نویسندگان
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است!
20+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
116+ کاربران
273+ مطالب وبلاگ

نماد ها

سبد خرید
No products in the cart.
ورود به سایت