رمان ناجیان سبلان از میرحسن محمودپور

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
434 بازدید
دانلود رمان ناجیان سبلان

دانلود رمان ناجیان سبلان از میرحسن محمودپور.در این بخش از سایت کافه نویسندگان رمان ناجیان سبلان را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود رمان ناجیان سبلان از میرحسن محمودپور با ما همراه باشید.

خلاصه رمان ناجیان سبلان از میرحسن محمودپور:

رمان پیش رو  به ژانر وحشت با محتوای متافیزیک، از تقابل و ماجراهای متوالی انسان و جن پرده بر‌می دارد. دنیایی سرشار از هیجان و کنش‌های خارق العاده.

تنها بودن و تنها ماندن فقط به وقت تنهایی میسـر اسـت . اوقـاتی کـه بـا شکوه شکل میگیرد و در انتها به نظم و نسج افکار می انجامد. شاید! خلسـه و تکلیفی از سبک و سیاقِ خلق و خوي. بنا براین دیده نشـده کسـی تـا ابـد سـر بسـته و در خـود گرفتـار بمانـد . رويگردانی و انزوا و پرهیز از ارتباط با دیگران خواهی نخواهی گذراسـت . بـه این میماند که روزگاري داریم بی دیروز و بی فردا. چرا که سرشـت آدمـی بـا روزگار و روزگاریان آمیخته و تنیده است. از این رو وقتی سکوت، بیش از حد معمول جا باز کنـد ؛ گـویی دسـتی از ژرفاي زلال درون بیرون می آید و وادارت میکند تا از بی تفاوتی برون جهی و به دنبال بهانه اي متقن براي ارتباط با دیگران باشی. پی این تفاهم و یکرنگی و رنگ به رنگی، دست آخر کسی را می یابیم تـا اسـرارمان را بـا وي در میـان بگذاریم. آنجاست که قطع به یقین بیراهه میرویـم . چـون بـه پنهـان پـویی پشت کرده ایم.

بخشی از رمان ناجیان سبلان از میرحسن محمدپور:

عده اي اهل فن در قالب برنامه اي بلند مدت، صعود از دیواره ها و گشـایش مسیر با درجه سختی هاي مختلف سبلان را بررسی میکردند. شناسـایی ایـن گذر بکر و مخوف با رسم کروکی، ثبت علایم، میخکوبی برخی از دیـواره هـا و تهیه عکس و گزارش رو به پایان بود. شب آخر بـه رغـم خسـتگی و فعالیـت بسیار، خواب به چشم بی باکان نیامد.
شکوه و عظمت آنجا زیر نور مهتاب و مشعلهـ اي شـعله ور، صـد چنـدان جلوه مـی کـرد و خلسـه اي صـوفیانه روحشـان را در برگرفتـه بـود . اشـکال و صخرهه اي کسراي سبلان، همان گذر یاد شده؛ دائم گونـه گونـه مـی گشـت . میان احجار و جدارها، انگـار ارگ هـا و قلعـه هـا، بـرج و بـارو و دژهـایی کـه از سنگ هاي بدون تراش ساخته میشدند؛ یک جا به چشم میخوردنـد . درك و استنباطشان از طبیعت پیرامون شنیدنی بود. به راستی قلاع الموت، قهستان، قهقهـه، کـلات، طـبس و… همگـی آنجـا خودنمـایی کـرده و هـر کـدام از دورهاي حکایـت هـا داشـتند. جـایی بـراي برانگیختن پندارها و خیال هاي مختلف اما تاثیرگذار. آن لابـه لا دژي دیـدن و بعد تشبیه و القاء آنرا نشان دادن؛ گویا رسم آنجـا بـود . تجسـم و ترسـیم هـر کس با قدري توفیر بی درنگ در ذهن دیگران متبادر میگشت. صداي مهیب برخورد باد شدید با چادرها و تشبیه سنگهاي غـول پیکـر به ذیروحان، دگردیسی سنگهایی که هزاران سال پیش در اثر انجمـاد مـواد مذاب شکل گرفته بودند؛ هیبت و خوفناکی شبانه آنجا را تزیید مـی بخشـید . وجه تسمیهاي به حق و دور از ابهام. وقتی سینا به حرف آمد؛ مشتاقان کلام وي جملگی سـکوت کردنـد . چـرا که در قطره قطره چشاندن حرفها مهارت داشـت . چنـان کـه شـنونده انگـار روایت شدهها را به چشم میدید.ابتدا گوشهاي از خدمات و استقامت برجسته گذشـتگان کـه از رنـج هـاي توان فرسا و محرومیتهاي شگرفشان نشات میگرفت و معنی بس ژرفتـري را در خود داشت؛ بر شمرد و ادامـه داد؛ پـیش بینـی هـاي آلـوده بـه بخـل و  غرضتون رو نزد خودتون نگه دارین تـا قـدري از قـلاع معتبـر و منحصـر بـه فردي که پس از چند صد سال پا برجایی، هنوزم برخی از اونا سر پـا هسـتن رو براتون تعریف کنم. از درك اضطرار و بیم از تلف شدن تا حدود دو قرن پـیش، سـاخت قلعـه نیاز محسوب میشد. شاید هزاران هزار ساخته شده اما چون موقعیـت خـوبی نداشتن با ضربات دژکوبی از پاي در اومـدن . اونـایی هـم کـه پایـدار م ونـدن ؛ بیتردید دورتا دورشون پرتگاههاي خطرناك و دیوارههاي طبیعی بوده. به فرض همین قهقههاي که نزدش هستیم. قلعهاي که پادشاهان صـفوي دست کم دو قرن اصرار داشـتن مخالفـ ان، شـاهزادگان و امرایـی کـه امکـان دسیسههاي سیاسی مهم از جانب اونا متصور بود؛ اونجـا زنـدانی شـون کـ نن. یکی از عموزادههاي به ظاهر مدعی تاج و تخـت شـاه طهماسـب کـه شـانس آورده و به چشمهاش میل نکشیده بودن؛ نوزده سال آزگار اونجا حبس کشید و نتونست فرار کنه. آخر سرم با زلزلهاي که اومد؛ زیر آوار موند.

اطلاعات اثر


دسته بندی: رمان

عنوان: ناجیان سبلان
نویسنده: میرحسن محمودپور
ژانر: ترسناک،تخیلی

شناسنامه اثر


سطح اثر: —

ناظر: —
ویراستار: —
طراح: کیاناز تربتی نژاد
تعداد صفحات: 100 صفحه pdf
کپیست: —

رمان های پیشنهادی برای رمان ناجیان سبلان از میرحسن محمودپور

امتیاز دهید
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
4 (1 رای)
لینک های دانلود رمان
دسته بندی دانلود رمان تخیلی دانلود رمان ترسناک
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت