رمان شهری چون بهشت از سیمین دانشور

Gisow AramisGisow Aramis
104 بازدید
دانلودرمان شهری چون بهشت از سیمین دانشور

دانلود رمان شهری چون بهشت از سیمین دانشور.در این بخش از سایت کافه نویسندگان رمان شهری چون بهشت را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود رمان شهری چون بهشت با ما همراه باشید

خلاصه رمان شهری چون بهشت از سیمین دانشور:

مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی سیمین دانشور است. این کتاب، دربردارنده ی ده داستان کوتاه است و از اولین آثار سیمین دانشور به شمار می آید. در داستان های شهری چون بهشت، با شخصیت ها و اتفاقات جذابی رو به رو می شویم: خانواده ای آمریکایی که در ایران سکونت دارند، علاقه ی خاصی به حاجی فیروز پیدا می کنند و تصمیم می گیرند هر طور شده برای او کاری انجام دهند؛ زنی بیسواد که در همه ی فراز و نشیب های زندگی در کنار شوهرش بوده، درمی یابد همسرش که اکنون به یک پزشک تبدیل شده، سودای زنی جوان را در سر دارد؛ دختری جوان که در مدرسه ی هنر تحصیل می کند، به خاطر علاقه ی یکی از همکلاسی هایش به خود، با مشکلاتی مواجه می شود. سیمین دانشور، احساسات شخصیت ها و روابط آن ها با یکدیگر را به شکلی هنرمندانه و با مهارتی مثال زدنی به تصویر می کشد و قصه هایی به یاد ماندنی را می آفریند. داستان ها شامل شهری چون بهشت، عید ایرانی ها، سرگذشت کوچه، بی بی شهر بانو، زایمان، مدل، یک زن با مرد ها، در بازار وکیل، مردی که برنگشت، صورتخانه می باشد.

مروری بر رمان شهری چون بهشت از سیمین دانشور:

این رمان در واقع 10 داستان کوتاه از سیمین دانشور هست. عنوان رمان هم در واقع اسم یکی از داستان هاست. تنوع موضوعی زیادی در داستان‌ها وجود داره و همین امر باعث جذاب شدن این داستان‌ها می  شود. توصیفات خانم دانشور کتاب را بسیار خواندنی کرده است. شهری چون بهشتِ سیمین دانشور یادگاری از دوران سیاه اختناق و نموداری از اجتماعی است که آن را تجربه کرده است، غالب شخصیت های داستان واقعی بوده و افرادی هستند که خودش با آنها برخورد داشته است. شهری چون بهشت :مهرانگیز کنیز سیاه پوست خانه علی است که برای او از سرنوشتش می گوید و علی عاشق دختر خاله اش نیر است . عید ایرانی ها : یک خانواده آمریکایی ساکن ایران عاشق حاجی فیروز شده اند و می خواهند کاری برای او بکنند . سرگذشت کوچه : زن بی سوادی با همه خوب و بد شوهرش ساخته و حالا که شوهرش پزشک شده و به سر و سامان رسیده سراغ دختر جوان دیگری رفته است . بی بی شهربانو : زن کوری با دختر و پسرش به زیارت حضرت شهربان رفته تا مرادش را از او بگیرد . زایمان : اکرم جزء معدود ماماهای شهر است و در دوران حکومت نظامی به کمک مردم می پردازد . مدل : لیلی محصل مدرسه هنر است ولی همکلاسی پسرش عاشق او شده و باعث دردسرش گشته است  . در بازار وکیل  : مرمر دختر اربابش را برای گردش به بازار وکیل آورده ولی از او غافل می شود . مردی که برنگشت : محترم با دو پسر کوچک چشم به راه بازگشت شوهرش از سر کار است ولی اثری از مردش نیست . صورتخانه : مهدی بازیگری است که سال ها نقش سیاه را در تئاتر بر عهده دارد .

بخشی از رمان شهری چون بهشت:

هرشب مهرانگیز که دختری سیاه بود میامد و در اتاق بچه ها می خوابید. در اتاق پنجدری بزرگی رختخوابها را جفت هم می انداختند و علی و دو خواهرش بعد از این که اتاق را از گرد و غبار بازی‌های خود می انباشتند در رختخوابها می خوابیدند. آخرین و کهنه ترین آنها مال مهرانگیز بود. چراغ را . خواهر بزرگتر پائین می کشید تا مهرانگیز بیاید. مهرانگیز در آشپزخانه مقابل اتاق پنجدری ظرف می شست. علی صدای بهم خوردن ظرفها و چلپ و چلپ آب را می شنید و بعد که مهرانگیز چراغ آشپزخانه را خاموش می کرد على از شادی آمدنش در رختخواب قوز می کرد و صورتش را به بالش می فشرد. مهرانگیز با یک فوت چراغ را خاموش می کرد و در رختخواب دراز می کشید. آنقدر آهسته، که اگر علی به انتظار او بیدار نمی ماند هرگز متوجه آمدنش نمی شد. بعد علی مهرانگیز را صدا می زد و التماس می کرد که قصه بگويد. و هرشب همان قصه ها تکرار می شد. قصه های مهرانگیز و مادرش و دده های دیگر: مادر مهرانگیز بچه بوده و لخته و عور کنار شط با بچه های سیاه دیگر بازی می کرده است که یک مرد نکره با چفیه و عگال از کجاوه پائین می آید و داد می زند: «تعالي, تعال.» و فقط مادر مهرانگیز که خیلی بچه بوده به طرف . او می دود. مرد نکره چند تا تقل بادام درشت در مشت مادره. می گذارد و بغلش می زند و می گذاردش توی کجاوه. مادر مهرانگیز که خیلی بچه بوده گریه و زاری می کند و دست و پا می زند. دستی جلو دهنش را محکم می گیرد. مادر مهرانگیز دست را گاز می گیرد. دست محکم می زند توی دهن مادر مهرانگیز .که خون می آید، بعد بسکه گریه می کند خسته می شود و خوابش می برد. بیدار که می شود خود را در یک جهازا می بیند. لدمادرش بوده. په پدرش. اما آدم سیاه از زن و مرد و بچه فراوان بوده. باز گریه. گریه. گرید. که یک زن سیاه….


اطلاعات اثر


دسته بندی: رمان

عنوان: شهری چون بهشت

نویسنده: سیمین دانشور

ژانر: قدیمی،ادبی


شناسنامه اثر


سطح اثر: ویژه

ناظر: —

ویراستار: —

طراح: کیاناز تربتی نژاد

تعداد صفحات: 179 صفحه pdf

کپیست: —

رمان های پیشنهادی برای رمان شهری چون بهشت:

دانلود رمان دیگر بهار نیامد از پرویز قاضی سعید

دانلود رمان خواب معشوقه از (لاوین) حامید احمدی

دانلود رمان آلمین اثر (لاوین) حامید احمدی

دانلود رمان بازگشت ملکه مرموز اثر سر رایدر هیگارد

رمان آریا از باربارا کارتلند

 

امتیاز دهید
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
4.75 (4 رای)
لینک های دانلود رمان
دسته بندی دانلود رمان قدیمی
اشتراک گذاری
دانشجوی روانشناسی•دارای مدرک رسمی طراحی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی•منتقد و مدرس نویسندگی

نوشته های مرتبط

1 پاسخ به “رمان شهری چون بهشت از سیمین دانشور”

  1. خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛
    و اندیشه بدون خواندن خطرناک … .
    ‌[📚📎]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2+ محصولات
2+ سفارشات تکمیل شده
111+ کاربران
291+ مطالب وبلاگ

logo-samandehi
سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت