دانلود رمان مرگ پنهان از آیدا رحیمیReviewed by آیدا رحیمی on Apr 17Rating: 5.0دانلود رمان مرگ پنهان از آیدا رحیمی

دانلود رمان مرگ پنهان از آیدا رحیمی

  •  رمان : مرگ پنهان Hidden Death
  • نویسنده: آیدا رحیمی
  • ژانر : ترسناک , عاشاقانه , راز آلود , مبهم
  • تعداد صفحات : زیاد نیست

 

مقدمه رمان مرگ پنهان به قلم آیدا رحیمی

زندگی بازی های زیادی با ما انجام میده؛ بازی هایی که به نفع ما نیست!

بازی هایی که به قیمت جونمون تموم میشه!

بازی هایی که خطرناکن؛ جنگیری های خطرناک.

وقتی داری از زندگی لذت میبری یهو زندگیت از هم پاشیده بشه…

یهو دنیات زیر و رو بشه!

وقتی داری خوش میگذرونی یهو برات جهنمی بشه!…

تا اینکه…

رمان مرگ پنهان

 

بخشی از صفحه اول رمان مرگ پنهان Hidden Death :

سال  ۱۹۲۲
خانوم مارکل سباستین را با بی رحمی به بیرون راند.
او حتی منتظر جوابی از او نشد؛ شب شد، خانوم مارکل به سمت خانه خود حرکت کرد.
وقتی وارد خانه اش شد متعجب شد!
کل خانه بهم ریخته بود؛ او وقتی صبح از خانه خارج شد، خانه تمیز بود.
اِما خدمتکارش را صدا زد اما صدایی از او نشنید.
به سمت آشپز خانه رفت و وارد شد اِما را دید ایستاده بود و پشتش به خانوم مارکل بود؛ خانوم مارکل با تعجب و عصبانیت گفت:
_اِما اینجا چخبره؟
اما جوابی نداد؛ این کار بیشتر متعجبش کرد.
رفت و روبه روی اِما ایستاد اما سرش خم شده بود و چشمانش عجیب بود.
خانوم مارکل او را تکان داد و گفت:
_اِما، اِما چته؟
اِما خنده ترسناکی کرد چاقویی را برداشت و وارد گردن خانوم مارکل کرد.
هیچکس از اتفاقی که داخل خانه خانوم مارکل افتاده خبر نداردو هیچوقت خبری در دست نگرفتند….

سال ۲۰۱۹

الکسا.
ای بابا خانوم واتسون من تقلب نکردم.
_پس اون کاغذا چی بود؟
_اون کاغذا مال من نبود.
_حتما مال من بوده؟
ای خدا چقدر این زبون نفهمه که دوباره گفت:
_تو اخراجی.
هان؟ بیا همینم مونده بود که اخراجم کنه.
با اعصابی داغون از اتاق واتسون زدم بیرون الکس رو دیدم که داره با پوزخند نگام میکنه.

[ آقا سید ]

کارشناس سئو و دیجیتال مارکتینگ

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در شبکه های اجتماعی در کنار شما هستیم.
logo-samandehi