دانلود رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
499 بازدید
دانلود رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو

دانلود رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو.در این بخش از سایت کافه نویسندگان رمان خیط مات را برای شما عزیزان اماده کرده ایم.برای دانلود رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو با ما همراه باشید.

خلاصه رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو:

مردی در حال بازگشت است. دیگری گندی که اولادش پدید آورده را جمع میکند، آن یکی دلشکسته است. خانوادهای بیخیال و پر امید، جمعیتی که به ندرت و استثناء میشود فردی را یافت که افسرده باشد. کسانی که زندگیشان بر هم قالب شده و اگر هوای دیگری را نداشته باشند، همهشان بازنده بازی هستند که سرنوشت هایشان برای شان خواب دیده‌اند؛ خوابی که یک وجب روغن رویش باشد. خواب نه! به هر حال ضرب‌المثلی بود در همین مایه‌ها… .

دادگاه آغاز شد. قاضیْ سرنوشت، پشت میز بزرگ عدالت نشست و متهم را احضار کرد. متهم آمد! قوی، شکسته و استوار… جلوی میز ایستاد. به نظر میرسید آدم او انسانی اَبَر باشد. قاضی حکم را خواند: -تو گمش کردی! سرنوشت همیشه باید همراه آدم باشه! -قاضی سرنوشت! اشتباه نکنید! آدم همیشه باید با سرنوشتش باشه… اون رو قبول کنه! قاضی به جلو خم شد و آهسته گفت: -با من بحث نکن! بگو موضوع چیه؟ متهم که اشکش دم مشک بود و همانطور که بغض گلویش باعث شده بود همچون جغد بنالد گفت: -لامذهب فقط چند دقیقه نبودم! گند زد به زندگیش… هر طالعی هم به جای من بود ترکش میکرد. اصلا به حرفم گوش نمیداد. مگه من اینجا بوقم؟ همهشون مثل هماند.

بخشی از رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو:

نامه را به گوشه‌ای پرت کرد و شروع کرد با خود حرف زدن: -یکی هم باید بیاد سرنوشت ما سرنوشت‌ها رو به عهده بگیره! اصلا در شأن من نیست دنبال اون قدرنشناس بگردم. و همانطور که با پشیمانی نامه را از روی زمین بر میداشت با لحنی محزون و آهسته گفت: -همیشه که نباید طالع شرورها باشم! مگه آدم خوب نداریم؟ حتی یک بار سرنوشت ی ک خرس شدم که نامردها زدن کشتنم. دستی به موهای شقیقه‌اش که به دلیل فشار کار زیاد، سفید شده بودند کشید. نفسش را با شدت بیرون دمید و همانطور که نامه را پشت و رو میکرد تا مشخصات او را بار د یگر مرور کند گفت: -هیچ تحفه‌ای هم نیست… بعد دردسر از سر و روش داره میباره. حالا کجاست دقیقاً؟ بیا و پیداش کن. غر غر کردنش ذهن خود را هم آزار میداد. اما به هر حال، باعث آرامشش هم میشد. بار دیگر به نوشته‌هایی که روی کاغذی سفیدی نوشته بود، نگاه کرد و با ناامیدی و ناله‌کنان خواندش: -اوه مای یا خدا؟ جا قحط بود رفتی برای زندگی؟ فقط چند سال بالای سرت نبودم. آخه زندان؟ سری تکان داد. خب معلوم است که سر تکان میدهد. این پانزدهمین باری بود که او را در زندان میافت. نامه را تا کرد و در جیب آستر شنل سفیدش گذاشت. با یک اشاره، کولِ بار سفر را جمع کرد. میباست میرفت به کشوری غریب تا آدم ناخلف اش را پیدا کند. به نظرش او هیچوقت نمیتوانست آدم شود، فقط یک موجود جاندار دو پا است که هرکاری میکند تا به خود و دنیای خود آسیب برساند.

“روسیه_زندان جز ی ره پاتِک”
پاهای سبک و همچون هوای خود را روی شنهای سرد جزیره گذاشت. از سردیاش مو به تن بی رمق‌اش سیخ شد. ناگفته نماند سرنوشت در هیچ‌جای به جز سر، مویی ندارد که همان مو هم نشاندهنده سن‌اش میبود! موی پر پشتی داشت؛ ولی به هر حال جوان و هنوز خام بود. به پشت سرش نگاه کرد. جزیره هزاران کیلومتر از کشور روسیه دور بود. یک خط صاف از او آشکار بود و اگر کمی دقت به خرج داده نشود، همان خط هم نمیشود که د ید. دریای روبه‌روی خود را دید که وسعت دل آن از هر کس ی گسترده‌تر است. زلالی و پاکدامنی‌اش، صداقت و همراهی‌اش. مگر میشد که آنهمه پاکی را که به اشاره خدا، برای بدکاران طوفانی میشد را نادیده گرفت؟ نمیتوان حدس زد این مایع سفید و آبی چه کارهایی میتواند بکند و چه چیزهایی را در عمق قلب خود، پنهان کرده است


اطلاعات اثر


دسته بندی: رمان

عنوان: خیط مات

نویسنده: پوررضا آبی بیگلو

ژانر: طنز، عاشقانه، اجتماعی، فانتزی


شناسنامه اثر


سطح اثر: منتخب

ناظر: الهه خاکی

ویراستار: sh_el

طراح: ملیکا مومنی

تعداد صفحات: 177 صفحه pdf

کپیست: نسترن دهقانی

رمان های پیشنهادی برای رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو:

دانلود رمان قبل از شروع از مهسا زهیری

دانلود رمان سولمیت اثر فاطمه بایرام زاده

دانلود رمان تب سرد اثر رضا محمودی

دانلود رمان متولد اردیبهشت اثر لیلا عفری

دانلود رمان اسطوره اثر پگاه

دانلود رمان یادگاری از گذشته اثر فاطمه غفرانی

دانلود رمان دلداده توام از الی

دانلود رمان ناجی اثر فاطمه پایان

دانلود رمان راز سر به مهر اثر mandana70

 

لینک های دانلود رمان
دسته بندی دانلود رمان اجتماعی دانلود رمان طنز دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان فانتزی
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

5 پاسخ به “دانلود رمان خیط مات از پوررضا آبی بیگلو”

  1. سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز.✨🌿
    رمان خیلی زیبایی بود و این همه تنوع ژانر باعث جذابیت بسیار زیادی در این رمان شده بود. نویسنده قلم قوی داشت و توی فضا سازی بسیار بسیار موفق بود موضوع داستان همواره طنز بود و خواننده رو خسته نمی‌کرد اسم اثر خیلی مناسب بود و نویسنده توانسته بود در همه این‌ها نقطه اشتراک پیدا کند. با امید موفقیت روز افرزون برای نویسنده عزیز و همچنین انجمن بزرگ و ادبی کافه نویسندگان.

  2. “قسم به نخستین خطی که از نگاه قلم، تا افق ناپیدای آفرینش کشیده شد”

    نویسنده چه قلم خوبی داشتن آرزوی موفقت های روز افزون برای نویسنده؛
    جناب آقای پوررضا آبی بیگلو… .
    اندیشه تان پویا قلمتان مانا 🌿✨

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

48+ محصولات
5+ سفارشات تکمیل شده
129+ کاربران
233+ مطالب وبلاگ

نماد ها

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت