دانلود رمان اژدهای سپید از مهدی.ج با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان. درضمن جلد دوم این رمان نیز با اسم خیزش اژدهای تاریکی در سایت موجود میباشد

دانلود رمان اژدهای سپید از مهدی.جReviewed by مهدی.ج on Jun 5Rating: 4.0دانلود رمان اژدهای سپید از مهدی.ج دانلود رمان اژدهای سپید از مهدی.ج با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان ،در ضمن جلد دوم این رمان با اسم خیزش اژدهای تاریکی در سایت موجود است

دانلود رمان اژدهای سپید از مهدی. ج

 

جلد رمان اژدهای سپید از مهدی.ج

 

دانلود رمان اژدهای سپید از مهدی.ج با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان

 

  • نام رمان :اژدهای سپید
  • نویسنده:مهدی.ج کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ناظر:نرجس شهبازی کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • منتقد:نگاردال کاربر انجمن کافه نویسندگان
  • ویراستار :ex_vk کاربر انجمن کافه نویسندگان

 

خلاصه رمان اژدهای سپید از مهدی.ج :

رمان درباره پسری به اسم آدرین هست که مثل افراد دیگه زندگی عادیش رو می

گذرونه؛ ولی سرنوشت، اون رو به بازی می گیره و سر از یه دنیای عجیب در میآره.

سرزمین تراگوس!

سرزمینی که برای ماها غیر قابل تصوره و از گسترهی دید ما فراتر هست. این

سرزمین یه گم شده داره، گم شدهای که خیلیها فکر می کردند مرده.

گم شده ای از جنس انسان، از جنس شجاعت، از جنس عدالت؛

گم شده ای که همه ازش هراسان هستن و افسانه ای قدیمی بوده که الان بازگشته تا

کارش رو شروع کنه.

گم شده ای از جنس اژدها، اژدهای سپید…

زبان نویسنده:

سلام به دوستانی که رمان منو می خونن. قابل توجه شما دوستان عزیز که این رمان

خیلی تخیلی هست و کسی که تخیلی دوست نداره، پیشنهاد میدم نخونه…در

ضمن بعضی از موجودات رمان برگرفته از افسانه های یونان باستان هستش و بعضی

هم ساخت ذهن خودمه که من تو رمانم استفاده کردم.

امیدوارم خوشتون و اگه ایرادی دیدین، پای تازه کار بودنم بزارین…

 

بخشی از رمان اژدهای سپید اثر مهدی.ج :

مقدمه:

عدالت، عدالتی از جنس نور، از طعم شیرینی عسل، از بوی گل و به نرمی حریر.

عدالت!

آری، عدالت فراگیر خواهد شد. عدالت باز هم دست نوازش بر سر بینوایان خواهد

کشید، عدالتی که مرهم زخم مظلومین و زهری برای ظالمین است؛ نور عدالت بر

سرزمینها خواهد تابید.

عدالت، درست زمانی نور افشانی خواهد کرد که اسطورهای آن را نورانی و نورانیتر

کند و آن اسطوره کسی نیست جز…

**

سربازها رو بیهوش کردم و در سیاه چال رو باز کردم. زمانم کمه و هر لحظه امکان

داره سربازها سر برسن.

از پلههای سنگی پایین اومدم و بعد از این که چند محوطه رو رد کردم، بالاخره به

شخص مورد نظرم رسیدم؛ وِردی خوندم و قفل در رو که طلسم شده بود رو باز کردم.

یه محوطه سیاه و خوفناک بود، بوی بد سیاه چال باعث شد که چهرم رو تو هم

بکشم. با دقت همه جا رو برانداز کردم و آخر چشمم به یه زن خورد که سرش پایین

بود.

سرفهای کردم تا توجهش به من جلب بشه. سرش رو کمی بالا آورد و وقتی که به من

نگاه کرد، سرش رو پایین انداخت؛ لبم رو کج کردم و تا خواستم حرفی بزنم، اون زن

دهن باز کرد.

– چی میخوای؟

قدمی به جلو برداشتم و با لحن ملایمی گفتم:

– خودت میدونی برای چی اومدم، پس نپرس!

– خودتم میدونی جوابم چیه!

دستی به ریش بلند و سفیدم کشیدم:

– دخترم باید قبول کنی؛ چرا متوجه حرفام نمیشی؟

بدون این که سرش رو بالا بیاره گفت:

– نه یعنی نه، لطفا تنهام بذار…

نفس صدا داری بیرون فرستادم و قدم زنان طول و عرض سیاه چال رو طی کردم، تا

چیزی پیدا کنم که متقاعد بشه.

چشمام رو آروم بستم و بعد از دقایقی باز کردم. به دیوار سیاه و نمناک تکیه دادم و

همین طور که نور کم سوی سیاه چال رو نگاه می کردم، بیتوجه به حرفی که زد،

خطاب به این زن لجباز گفتم:

– دیگه وقتشه برگرده، نمیتونیم صبر کنیم تا بزرگ بشه، به اندازهای عاقل شده که

بتونه بفهمه دنیای واقعیاش تو چه خطری افتاده!

 

شناسنامه رمان اژدهای سپید اثر مهدی.ج :

شناسنامه رمان اژدهای سپید از مهدی.ج

این عکس شناسنامه رمان اژدهای سپید از مهدی.ج است

 

 

برای دانلود رمان اژدهای سپید از مهدی.ج با لینک مستقیم از باکس دانلود زیر استفاده کنید

توجه:لینک های دانلود به دستور کمیته فیلترینگ حذف شدند

[ آقا حسین ]

موسس سایت و انجمن کافه نویسندگان

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در شبکه های اجتماعی در کنار شما هستیم.
logo-samandehi